آرامگاه رضاشاه در نزدیکی حرم حضرت عبدالعظیم و یکی از پاتوق های مأمورین دولت و ژاندارم ها بود. بعد از اینکه کلانتری به دست مردم افتاد، یک عده ژاندارم مسلح در این آرامگاه مستقر شدند تا کسی متعرض آنجا نشود. من همراه عده ای از جوانان پر شور و انقلابی با یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده، تصمیم گرفتیم آخرین آثار سلسله پهلوی ملعون را از بین ببریم. ریاست گروه را به عهده گرفتم.
روز موعود به محل رفتیم. ابتدا با پرتاب سنگ به طرف مأمورین محافظ آرامگاه، قصد و نیت خود را مطرح کردیم. مأمورین در سکوت فقط نظاره گر جریان بودند ولی مدت زیادی نگذشت که درگیری شدیدی ایجاد و عده ای زخمی و یک نفر هم شهید شد. بالاخره هجوم و فشار مردم به جایی رسید که بعد از یک روز کامل، مأمورین تسلیم ملت شدند و آرامگاه سقوط کرد. از مقبره چیزهایی را به سرقت بردند، اما بلافاصله جمعی از جوانان را مأمور حفاظت و صورت برداری از اجناس ذی قیمت داخل مقبره کردیم و در یک فرصت مقتضی وسایل را به وسیله چند کامیون به مسجد ابراهیم خلیل یعنی همان مسجد آقای موسوی همدانی بردیم.
در بین وسایل، پایین آوردن یک قاب تهیه شده از دو کیلوگرم طلا و بسیار قیمتی، اهدایی مجلس شورای ملی، نصب شده بالای آرامگاه رضاشاه به سختی انجام شد. من همراه عده ای از جوانان انقلابی دو سه نردبان را به یکدیگر بسته، با نظارت آقای موسوی یکی از جوانان بالا رفت و قاب را پایین آورد. بردن این قاب طلا به مسجد، کنار سایر وسایل کار خطرناکی بود. برای همین آقای موسوی همدانی به منظور امنیت و حفاظت آن را به منزل خودشان برد که بعدها قاب طلا را با وسایل تحویل داده و آرامگاه رضاشاه هم پاتوق و مرکز انقلابیون شد.
همچنین تصمیم گرفتیم که مقبره رضاشاه را تخریب کنیم. من نزد یکی از دوستان که چند سال در آرامگاه رضاشاه جزو مسئولین آنجا بود و با جریانات سـاخت آرامگاه آشنایی داشت رفتم و با ایشان مشورت کردم. ایشان لبخندی زد و گفت: این فکر را از سرت بیرون کن.
پرسیدم: چرا؟
گفت: برای اینکه ساختمان آرامگاه از چهار طرف بتون آرمه شده است و در آن میلگرد کار گذاشتهاند. اگر بخواهید چنین کاری کنید باید روزها و ماهها یک نفر بنشیند و با قلم تکه تکه این بتون آرمهها را از بین ببرد. حتی برای میلگردها باید دستگاه بُرش بیاورید.
وقتی که این را گفت، دیدم که کار به این سادگیها نیست، به همین دلیل منصرف شدیم. اما پس از مدتی مقبره رضاشاه با حضور آقای خلخالی تخریب شد و به جای آن یک حوزه علمیه ساخته شد.











