داستان معراج
🔸 سلام بفرمایید.
🔹 حاج آقا «معراج» چگونه روی داد؟
🔸 تاریکى شب افق را فراگرفته بود و رسول خدا (ص) پس از اداى فریضه برای استراحت مهیا میشد که یک مرتبه صداى «جبرئیل» امین وحى به گوشش رسید که به او گفت: «امشب سفر دور و درازى در پیش دارى و من نیز با تو همراهم تا نقاط مختلف گیتى را با مرکب «بُراق» بپیمایی.» و بدین وسیله سفر معراج پیامبر (ص) آغاز شد.
🔹 معراج پیامبر (ص) از کجا آغاز شد؟
🔸 پیامبر گرامى سفر با شکوه خود را از خانه دختر عمویش «امّ هانى» در مکه آغاز کرد و با مرکب فضاپیمای بُراق به سوى «بیت المقدس» فلسطین که «مسجد اقصى» نیز نامیده میشود، روانه شد و در مدت بسیار کوتاهى در آن نقطه پایین آمد، از نقاط مختلف مسجد و «بیت اللحم» که زادگاه حضرت مسیح (ع) است و منازل انبیا، آثار و جایگاهشان دیدن کرد و در برخى از آنها دو رکعت نماز گزارد، سپس قسمت دوم سفر خود را آغاز کرد و از آن نقطه به سوى آسمانها پرواز نمود.
🔹 رسول خدا (ص) چه مشاهداتی در آسمانها داشت؟
🔸 پیامبر (ص) ستارگان و نظام جهان بالا را دید و با ارواح پیامبران و فرشتگان آسمانى سخن گفت و از مراکز رحمت و عذاب (بهشت و دوزخ) بازدید کرد؛ درجات بهشتیان و اشباح دوزخیان را از نزدیک مشاهده نمود و از رموز هستى و اسرار جهان آفرینش و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بىپایان خداوند آگاه شد. سپس به سیر خود ادامه داد و به «سدره المنتهى» رسید و آن را سراپا پوشیده از شکوه، جلال و عظمت یافت. در این هنگام برنامه سفرش به پایان رسید و از همان راهى که آمده بود، باز گشت.
🔹 یعنی ابتدا به بیت المقدس و سپس به مکه رفت؟
🔸 بله. در مراجعت نیز در «بیت المقدس» فرود آمد، سپس راه مکّه و وطن خویش را در پیش گرفت و در بین راه به کاروان بازرگانى قریش برخورد، در حالى که شترى گم کرده بودند و به دنبال آن مىگشتند و از آبى که در میان ظرف آنها بود قدرى نوشید و بنا به روایتى سرپوشى روى آن نهاد و پیش از طلوع فجر در خانه امّ هانى از مرکب فضاپیماى بُراق پیاده شد.
🔹 پیامبر (ص) از سفر آسمانی خود با خواهرش سخن گفت؟
🔸 بله. اولین بار از سفر خود با امّ هانى سخن گفت و سپس در فردای آن شب، در مجامع و محافل قریش پرده از راز خود برداشت. داستان معراج و سیر شگفتانگیز او که در فکر قریش امری محال و ممتنع مینمود، در همه جا منتشر شد و سران قریش را بیش از پیش عصبانى کرد.
🔹 قریش چه عکسالعملی نشان داد؟
🔸 قریش طبق عادت دیرینه خود به تکذیب پیامبر (ص) برخاسته و گفتند: در مکّه کسانى هستند که «بیت المقدس» را دیدهاند؛ اگر راست مىگویى، کیفیت ساختمان آنجا را تشریح کن. پیامبر (ص) نه تنها خصوصیات ساختمان بیت المقدس را تشریح کرد، بلکه حوادثى را که در میانه مکّه و بیت المقدس رخ داده بود را بازگو نمود و گفت: در میان راه به کاروان فلان قبیله برخوردم، شترى از آنها گم شده بود و از ظرف پر از آبی که در میان اثاثیه آنان بود، نوشیدم، سپس روی آن را پوشانیدم. در نقطهاى به گروهى برخوردم که شترى از آنها رمیده و دستش شکسته بود. قریش گفتند: از کاروان قریش خبر ده، گفت: آنها را در «تنعیم» دیدم که شتر خاکسترى رنگى در پیشاپیش آنان حرکت مىکرد، کجاوهاى روى آن بود و اکنون وارد شهر مکّه مىشوند. قریش از این خبرهاى قطعى سخت عصبانى شده و گفتند: اکنون صدق و کذب گفتارش معلوم مىشود. چیزى نگذشت که طلایهدار کاروان وارد شهر شد و «ابو سفیان بن حرب» قافلهسالار و خدمه کاروان جزئیات گزارشهاى آن حضرت را تصدیق کردند.
🔹 ممنون حاج آقا
[wpdiscuz-feedback id=”k0c2bu7l61″ question=”پیامبر گرامى سفر با شکوه خود را از خانه خواهرش «امّ هانى» در مکه آغاز کرد و با مرکب فضاپیمای بُراق به سوى «بیت المقدس» فلسطین روانه شد.” opened=”0″][/wpdiscuz-feedback]
برداشتی از کتاب: فروغ ابدیت «تجریه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اسلام (ص)»، (معراج)، تالیف: آیت الله العظمی جعفر سبحانی











