معنای زندگی
🔸 سلام بفرمایید.
🔹 حاج آقا معنای «زندگی» چیست؟
🔸 زندگی یعنی «بینایی و توانایی». تفاوت زنده با مرده در همین جهات است. به هر درجه که بینایی و توانایی بیشتر شود، حیات بیشتر است. ما چرا به خداوند کلمه «حی» را اطلاق میکنیم. «اللهُ لا الهَ الّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ»، «وَ تَوَکلْ عَلَی الْحَی الَّذی لایموتُ» چرا به خدا میگوییم زنده؟ آیا معنی زندگی این است که نفسی بیاید و برود،؟ به این معنی که خدا زنده نیست. خدا که قلب، رگ، خون و بدن ندارد.
🔹 پس خدا از چه جهت زنده است؟
🔸 از آن جهت به خداوند تبارک و تعالی حی مطلق میگوییم که دانا و توانای مطلق است و آثار حیات بر وجود مقدس او بار میشود. «علیم»، «حکیم»، «خالق» و «قادر» است.
🔹 یعنی زندگی به معنای دانایی و توانایی است؟
🔸 بله. زنده بودن و نفس کشیدن شرایط زندگی است نه خود زندگی. خود زندگی به معنی دانایی و توانایی است. انسان هر چقدر داناتر و تواناتر باشد، زندهتر است و این برنامه اسلام است که قرنها آن را در عمل پیاده کرد. آن تفکری که نتیجهاش دانایی یا توانایی نباشد، از اسلام نیست. اسلام دین حیات است. دین حیات با ضعف، عجز و ناتوانی سازگاری ندارد.
🔹 قرآن در مورد زندگی چه میگوید؟
🔸 قرآن کریم برای انسان نوع دیگری از حیات را ترسیم کرده است. انسان از نظر منطق قرآن ممکن است زنده باشد، یعنی ضربان قلبش بزند و نفس بکشد، اما در عین حال مرده باشد. این تعبیر قرآن است که میفرماید: «لِینْذِرَ مَنْ کانَ حَیاً» یعنی قرآن افرادی را که زنده هستند، بیم میدهد. مردم را به دو دسته زنده و مرده تقسیم کرده و میفرماید قرآن روی افرادی اثر میگذارد که شائبهای از حیات دارند، والا روی کسانی که مردهاند، بیاثر است. ما تصور میکنیم که انسان تا وقتی که قلبش کار میکند زنده است و زمانی که قلبش از کار افتاد و از نفس کشیدن باز ماند، میمیرد، البته از جهت زندگی حیوانی همینطور است، ولی این زندگی، زندگی انسانی انسان نیست، بلکه زندگی مشترک میان او و حیوان است. انسان با فطرت مبتنی بر حقجویی و حقیقتطلبی به این دنیا میآید. ولی نور فطرت در افرادی روشن و در عدهای خاموش میشود. وقتی نور فطرت روشن بود، انسان زنده است و وقتی به خاموشی گرایید، او به موجودی مرده تبدیل میشود، یعنی در ظاهر زنده و در باطن مرده است.
🔹 چگونه قرآن افراد مرده را زنده میکند؟
🔸 قرآن در سرزمین روحشان بذرافشانی میکند تا سبز و خرّم شوند. مثل زمین مستعدی که به باغ و کشتزاری تبدیل شده و گیاهانی آن را احاطه نماید. قرآن میفرماید: «اوَ مَنْ کانَ مَیتاً فَاحْییناهُ» آیا آن کسی که مردهای بود، ولی ما او را به وسیله قرآن زنده کردیم وَ «جَعَلْنا لَهُ نوراً یمْشی بِهِ فِی النّاسِ» و برای او نوری قرار دادیم که به موجب آن نور در میان مردم راه میرود. گو این که همراه خودش چراغی دارد و در روشنایی حرکت میکند، آیا او «کمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیسَ بِخارِجٍ مِنْها» مانند کسی است که در تاریکیها فرو رفته و راهی به بیرون ندارد؟ در واقع قرآن مردم را به دو دسته زندگان و مردگان تقسیم کرده و پیغمبر را محیی، حیاتبخش و زنده کننده معرفی میکند. میفرماید: «یا ایهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَجیبوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسولِ اذا دَعاکمْ لِما یحْییکمْ» یعنی ای مردمی که ایمان آوردهاید و اجمالًا تصدیق کردید پیغمبر و برنامه او را که دعوت کننده شما به چیزی است که شما را زنده میکند، این برنامه را بپذیرید. اسلام هماره از حیات و زندگی سخن میگوید.
🔹 حیاتی که ناظر بر معنای زندگیست؟
🔸 بله. همانطور که در احیاء شب قدر زمان را زنده نگه میداریم. باید زمان عمر خود را نیز زنده نگه داریم و زنده زندگی کنیم نه مرده. در اخبار و احادیث وارد شده است که در روز قیامت، لحظات عمر انسان را ارائه میدهند و انسان قطعاتی از آن را سیاه و قطعاتی را سفید میبیند. آن لحظات روشن و نورانی ناظر بر حیات معنوی و الهی انسان است و آن لحظات تیره و تاریک ناظر بر حیات شهوانی و غیرالهی انسان است.
🔹 ممنون حاج آقا











