از جمله بحث هایی که آقایان در ملاقات با امام مطرح می کردند تشکیل حزب بود. قبل از انقلاب، آقای بهشتی پیشنهاد حزب را دادند و قبل از انقلاب، اساسنامه ی حزب نوشته شد.
در این باره به یاد دارم روزی گروهی از علما در منزل ما بودند که بحث حزب مطرح بود. حتی جناب آقای مشکینی و جناب آقای جنتی هم از قم آمده بودند – آن موقع صحبت حزب بود که این آقایان باشند – جناب آقای موسوی اردبیلی و عده ای دیگر نیز بودند که ابتدائاً جلسه در منزل ما تشکیل شد و اساسنامه خوانده شد.
بعد بنا شد که برای تکمیل بحث جلسه ای در منزل یکی از آقایان در خیابان ۱۷ شهریور تشکیل شود. من آن وقت یک ماشین پیکان داشتم که خودم رانندگی می کردم. آقایان را سوار کردم که به آن منزل برسانم. اساسنامه ی حزب هم داخل ماشین بود. نزدیک میدان امام حسین پلیس جلوی ما را گرفت و ما را به کلانتری برد.
ابتدا ما گمان می کردیم آنها به تأسیس حزب از سوی ما پی برده اند چون ما را به کلانتری بردند. اتفاقاً آن پلیسی که جلوی ماشین نشست و ما را به کلانتری می برد اساسنامه را گرفت و خواند، ولی مثل اینکه چیزی نفهمید. چون یک نگاهی به آن کرد و دوباره آن را جلوی داشبورت ماشین گذاشت.
ما نزدیک کلانتری پیاده شدیم. من آن را برداشتم و لای یک روزنامه گذاشتم و چون نمی خواستم در ماشین بماند، و ممکن بود آنها ماشین را بازرسی کنند، وقتی به اتاق رئیس کلانتری وارد شدیم اتاق نبود. من دیدم عکس شاه آنجاست بی درنگ اساسنامه را پشت عکس شاه پرت کردم. بعد برای ما چای آوردند، ما چای را نخوردیم.
رئیس کلانتری آمد و گفت: آقایان ما مسلمانیم، ما حقوق می گیریم و اینها حلال است.
من گفتم: ما وقتی با دشمنانمان برخورد می کنیم، غذایشان را نمی خوریم.
گفت: ما دشمن شما نیستیم.
گفتیم: اگر دشمن نبودید ما را بازداشت نمی کردید. حال که در خدمت طاغوت قرار گرفته و به پیروی از او ما را بازداشت کرده اید، حقوق شما را حلال نمی دانیم و چای شما را نمی خوریم.
بالاخره ساعتی طول کشید و آنها با ساواک ارتباط برقرار می کردند و پس از گفتگوی بسیار ما را آزاد کردند. خدا می خواست که ما بازداشت نشویم. و بالاخره برای ما معلوم نشد که بردن ما به کلانتری برای چه بود. تنها یکی از مأموران می گفت طبق گزارش با این ماشین اسلحه حمل می شده است و پلیس به این اتهام شما را موقتاً بازداشت کرد. و این تنها بهانه ای برای بازداشت ما بود.
[wpdiscuz-feedback id=”08xli3g6ge” question=”از جمله بحث های آقایان در ملاقات با امام تشکیل حزب بود. آقای بهشتی پیشنهاد حزب را دادند و قبل از انقلاب، اساسنامه حزب نوشته شد.” opened=”0″][/wpdiscuz-feedback]
بازدیدها: ۰











