میگفتند من به حاجی عرض کردم که حاجی ـ حجت الاسلام حاج سید علی اکبر ابوترابی فرد ـ بعضی از این مأمورین عراقی برای شما احترام قائلند، رعایت میکنند. اما یکی از اینها یک جور ویژهای با شما ارتباط دارد، علتش چه است؟
اخوی میفرمایند که ما در اردوگاه الانبر بودیم ـ ظاهراً اولین اردوگاهی که اخوی به آن منتقل و رسماً ثبتنام میشوند ظاهراً الانبر هست ـ آنجا یک افسر جوانی فرماندهی اردوگاه بود و خیلی هم شرایط اردوگاه سخت بود. تازه اوایل جنگ بود و بچهها بسیار پرشور بودند و برخوردهای جدی وجود داشت، شرایط سختی داشت اردوگاه. این فرماندهی اردوگاه یک مقدار ما را شناسایی کرده بود و یک روز ما را خواست. گفت که شما درخواستتان چه است، مطالبهی شما اینجا چیست؟
من به او گفتم که ما دو خواسته داریم. خواستهی اول سلامت برادران همبند ماست. ما میخواهیم این برادران همبند ما در سلامت کامل جسم، روح، عقیده و اخلاق و همه چیز و این مسئلهی اصلی ماست.
میگوید خب درخواست دومتان چه است؟
اخوی میفرمایند: سلامت شما.
این مأمور عراقی اصلاً حیرتزده میشود. به اخوی عرض میکند چه گفتید؟
اخوی میفرمایند: گفتم سلامت شما.
میگوید: شما اینجا اسیر مایید با ما دارید میجنگید، شما دغدغهی دومتان سلامت من است؟
اخوی میگویند: بله ما میخواهیم شما در فرماندهیتان یک طوری فرماندهی کنید که هر قدر میشود بهتر این کارتان انجام بشود. سلامت روح و جسم و دین و ایمان شما بهتر حفظ بشود. ما این را میخواهیم، ما واقعاً دوست داریم شما در این جهت هر قدر میشود بهتر بشوید. ما میخواهیم شما طوری فرماندهی کنید که کمتر از بالا زیر سؤال بروید. هر قدر میشود کارتان را درست انجام بدهید.
میگوید واقعاً شما این را میخواهید؟
اخوی میفرمایند: بله، ما به سلامتی این برادران همبندمان میل داریم و شما هم طوری عمل کنید که سلامت بیشتری داشته باشید. فرمودند دستش را آورد جلو، به من دست داد گفت: با هم این کار را انجام بدهیم. منتها آن در حدی که می توانیم.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنهای، گفتگو با حجتالاسلام سیّدمحمدحسن ابوترابیفرد، ۱۴۰۴/۶/۶












ایشان واقعا سید آزادگان است. سلام و درود خدا بر روح بلند او