آخرین مطالب

کارنامه

نصب اپلیکیشن کارنامه

تقویم تاریخ دستاوردهای انقلاب اسلامی

فاجعه فیضیه

0
SHARES
0
VIEWS

ایام عید نوروز و روز وفات امام صادق {ع} سال ۱۳۴۲ بود. من صبح زود داشتم می رفتم منزل آیت الله خمینی روضه، دیدم از دبیرستان حکیم نظامی قم، شاید حدود هزار نفر آمدند بیرون و آمدند منزل آقای خمینی و منزل دیگری را که کنار منزل ایشان بود پر کردند. کوچه و اطراف پر از جمعیت شد. مشخص بود که اینها آمده اند اینجا برنامه ای را اجرا کنند.

کاملاً مشخص بود که اینها افراد عادی نیستند. افسر و کماندو بودند که کلاه هایشان را برداشته بودند و خط کلاه ها به جلوی سرشان پیدا بود. همه آنها سربرهنه بودند. من در آن جا کنار آقای خمینی نشسته بودم.

به ایشان گفتم: گویا اینها منظوری دارند.

ایشان گفتند: بله، علی القاعده آمده اند جلسه را به هم بزنند.

آن وقت ایشان آقای خلخالی و آقای موحدی کرمانی را ظاهراً فرستادند که در منبر آنها را تهدید کنند.

فرمودند: اعلام کنید اگر چنانچه اینجا کسی صلوات بیجا بفرستد یا کاری بکند که بخواهد مجلس را به هم بزند، من راه می افتم می آیم در صحن حرف هایم را می زنم. خیال نکنید که من از این چیزها وحشت دارم. من به جای این که اینجا حرف بزنم، بلند می شوم می آیم در صحن حضرت معصومه {س} و در جامعه حرف هایم را می زنم. مواظب باشید دست از پا خطا نکنید کـسی صلوات بیجا نفرستد.

با این تهدیدها، آنها در آنجا نتوانستند کاری بکنند. بعد که روضه تمام شد، این عده بلند شدند رفتند مدرسه حجتـه. آقای شریعتمداری در آنجا روضه داشت. روز وفات امام جعفر صادق {ع} بود. آنجا هم برنامه اجرا نکرده بود تا این کـه عصر رفتند مدرسه فیضیه و برنامه خودشان را که ایجاد رعب در روحانیت بود، در آنجا اجرا کردند و آن فاجعه مدرسه فیضیه را به بار آوردند…

آقای گلپایگانی هم صبح، طبق معمـول در خانه اش روضه گرفته بود. اما تشکیل روضه عصر در مدرسه فیضیه به چه انگیزه ای بود و چه کسی آن را پیشنهاد کرده بود، نمی دانم. بالأخره تا آن سال، ایشان در مدرسه فیضیه روضه نگرفته بود. در آن روز عصر، از طرف ایشان مجلس روضه برقرار شده بود و خود ایشان هم شرکت کرده بودند و مجلس خیلی مفصلی بود و آقای حاج انصاری منبر رفت و بالأخره کماندوها که حدود هزار نفر بودند، به فرماندهی سرهنگ مولوی، در مدرسه فیضیه مجلس را به هم زدند و آن صحنه فجیع و تأسف بار را درست کردند.

جمع کثیری از طلبه ها را کتک زدند و عده زیادی مجروح شدند و اموال و کتب را آتش زدند و گفته شد بعضی کشته شدند. به مراجع و علما و طلاب و حوزه علمیه زیاد اهانت کردند. آقای شریعتمداری از این قضیه حسابی ترسیده بود. در همان ایام من رفتم منزل آقای شریعتمداری.

ایشان گفتند: شما آقای خمینی را می بینید؟

گفتم: بله.

گفت: من شنیده ام که ایشان می خواهند صحبت کنند یا اعلامیه بدهند. شما از قول من بـه ایشان بگویید اینها برنامه شان این است که شما و من را از میان بردارند. اینها دستور دارند. برای من از تهران اطلاع آمده که اینها برای این کارها دستور دارند و بالنتیجه همه چیز خراب می شود. شما به ایشان بگویید که یک بار تندتر رفتند، یک بار هم ملاحظه بکنند. اینها الآن کـه با این وضع آمدند و اینجور طلبه ها را زدند و به این شکل کتک کاری کردند، دستور داشته اند و الآن جای صحبت و اعلامیه نیست. بایستی یک قدری صبر کنیم تا مشورت کنیم ببینیم چه باید کرد. شما این پیغام را از من به ایشان برسانید.

من رفتم به آقای خمینی مطالب ایشان را گفتم.

آقای خمینی گفتند: ایشان ترسیده است. تازه الآن وقت کار است. اینها فاجعه مدرسه فیضیه را درسـت کردند. الآن وقت بهره برداری و روضه خوانی است. ما بیاییم ساکت بنشینیم؟

آن وقت ایشان یک اعلامیه دادند خطاب به علمای تهران، با عنوان شـاه دوستی یعنی غارتگری، شاه دوستی یعنی ضربه زدن به پیکر قرآن و اسلام، شاه دوستی یعنی کوبیدن روحانیت…، که خیلی اعلامیه تندی بود.

در همان وقت مرحوم آقای لواسانی هم از تهران آمده بودند قم و گفته بود برای پیشگیری از تهاجم کماندوها به منزل آقای خمینی در منزل ایشان را ببندید که آقای خمینی خیلی ناراحت و عصبانی شده بودند و گفته بودند چه کسی گفته در خانه من را ببندید؟ نه خیر، در خانه من همیشه باز است. هر که می خواهد بیاید، من مهیا هستم.

ضمناً، فاجعه مدرسه فیضیه روز بعد نیز تکرار شد و هدف آنان به خیال خودشان، مرعوب کردن مراجع و علما بود. ولی با اعلامیه مرحوم امام، آبروی شاه و دولتیان رفت.

 

منبع: خاطرات آیت الله منتظری، ص ۹۴ – ۹۵

https://rahavardha.ir/?p=769

نصب اپلیکیشن کارنامه

(تقویم تاریخ دستاوردهای انقلاب اسلامی​)

مطالب مرتبط

مرتبط نوشته ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *