آخرین مطالب

کارنامه

نصب اپلیکیشن کارنامه

تقویم تاریخ دستاوردهای انقلاب اسلامی

دیدن امام در ماه

- آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی

0
SHARES
2
VIEWS

در دوره‌ای که مبارزات اوج گرفته بود، شایعاتی در تهران حسابی پیچیده بود که عکس ایشان را مردم شب‌ها در ماه می‌بینند – ما که هرچه نگاه می‌کردیم نمی‌دیدیم – ولی خیلی شایع بود، همه می‌گفتند: عکس ایشان را می‌بینند. بعد که ایشان آمدند ایران من یک بار از ایشان پرسیدم. گفتم: وقتی این شایعات بود شما خودتان هم به ماه نگاه کردید؟

ایشان خندید گفت: این بازی‌ها را هیچ وقت باور نکنید. کسی در ماه عکس ندارد، توهم می‌شود.

البته توضیح دادند گفتند: آدم وقتی به یک چیزی فکر می‌کند و از دور نگاه می‌کند ذهنش آنجا خلق می‌کند. مردم چون چنین چیزی شنیده بودند، نگاه که می‌کردند، یک شکلی برایشان ترسیم می‌شد.

این‌ها را باور نکنید. هیچ حاضر نبودند یک کرامتی به خودشان منتسب بشود. من واقعاً هیچ ندیدم، دل ما می‌خواست ایشان از این کرامت‌ها داشته باشند، ولی نمی‌شد، برعکس می‌شد؛ یک حادثه‌ای هم در این رابطه برای ما پیش آمد. یک بار که ما که در دفتر آیت‌الله خامنه‌ای جلسه سران داشتیم، یک دو تا دانشجو زن و شوهر از طریق آقای موسوی نخست‌وزیر که تبریزی بود اجازه گرفتند آمدند در جلسه ما، خیلی محکم و طلبکارانه می‌گفتند: ما با امام زمان (عج) ارتباط داریم، یک پیامی امام زمان (عج) دادند که ما باید به امام برسانیم. می‌گفتند: اگر این پیغام به امام نرسد ممکن است که کشور، انقلاب آسیب ببیند. – جنگ هم بود همیشه احساس خطر می‌کردیم – از ما می‌خواستند که این‌ها را ببریم پیش امام، پیامشان را بدهند.

آقای خامنه‌ای حاضر نشدند، می‌گفتند: من به امام چنین چیزی نمی‌گویم.

من گفتم: من این کار را می‌کنم. من روحیات این جوری داشتم که دلم می‌خواست چنین چیز‌ها در من پیدا بشود.

آن‌ها هم یک قدری رنجیدن گفتند: ما آن نوری که فکر می‌کردیم، در جبین آقای خامنه‌ای نمی‌بینیم! در جبین فلانی می‌بینیم، از من راضی بودند.

به هر حال ما به این‌ها وعده دادیم، رفتیم پیش امام گفتیم که این‌ها آمدند می‌گویند یک پیامی از امام زمان (عج) برای جنابعالی دارند و شما اجازه بدهید بیایند پیامشان را بدهند. ایشان گفتند: این حرف‌ها را باور نکنید، از این‌ها خیلی هستند.

گفتم: خیلی جوانند به آن‌ها نمی‌آید که تیپ فریب کار باشند، یک پاکی‌ای دارند. خیلی قیافه‌های مظلومی هم داشتند!، به هر حال من خیلی اصرار کردم، گفتیم: چه ضرری دارد، می‌آیند، می‌نشینند پیامشان را می‌دهند، اگر درست بود بپذیرید، اگر نبود هم نصیحتشان کنید، بگوئید از این کار‌ها نکنند.

ایشان این اصرار من را پذیرفت و این‌ها یکی دو روز بعد رفتند محضر امام، خواستند پیام را بدهند امام گفتند: من اول شما را امتحان می‌کنم، بعد پیامتان را می‌گیرم.

گفتند: خیلی خب امتحان کنید.

امام گفتند: سه موضوع هست که برای من حل نشده است، شما به امام زمان (عج) بگویید این‌ها را حل کنند، اگر حل شد، پیام را هم می‌پذیرم؛ یکی این است که من ربط حادث به قدیم را نمی‌توانم درست درک بکنم، چطور می‌شود که موجودات حادث با موجود قدیم ارتباط برقرار می‌کند؟ – این یک مقوله فلسفی سختی هم هست امام خودشان بهترین فیلسوف زمان بودند ولی گفتند: من این را خوب درک نمی‌کنم – دوم هم این است که من به یک عکسی علاقه مندم امام زمان بگویند آن عکس چیست؟ و سوم هم من یک دفترچه یادداشتی داشتم که یادداشت‌هایم در آن بوده و خیلی هم به آن علاقه دارم، گم کردم، امام زمان (عج) بگویند این کجاست. اگر این سه تا را امام زمان (عج) جواب دادند، و شما هم آمدید به من گفتید و درست گفتید؛ آن موقع من پیام شما را دریافت می‌کنم و عمل می‌کنم.

این‌ها جلوی امام چیزی نگفتند، بیرون که رفته بودند به امام اهانت کردند. حالا مثل اینکه رفتند امام زمان (عج) را دیدند و امام زمان (عج) جواب دادند، به امام با اهانت پیغام داده بودند که فلانی می‌خواهد امام زمان (عج) را امتحان کند!. حاج احمدآقا به من گفت: امام از اینکه با اصرار ما ایشان این را پذیرفتند و حالا این‌ها رفتند این جوری برخورد کردند، حسابی رنجیدند. ما در آن زمان پیش خودمان خیال می‌کردیم روشنفکر هستیم و تحت تأثیر قرار گرفتیم.

منبع: تاریخ ایرانی، گفتگوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۱ خرداد ۱۳۹۰، کد خبر: ۸۶۴

https://rafsanjani.ir

https://rahavardha.ir/?p=4967

نصب اپلیکیشن کارنامه

(تقویم تاریخ دستاوردهای انقلاب اسلامی​)

مطالب مرتبط

مرتبط نوشته ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *