یادم است که یکی از مدیران میانی اتاق هنگامی که خبر حضور کمیته منتخب امام را در اتاق شنیده بود با مشت بر روی میز کوبیده و شیشه را خرد کرده بود!
ادامه مطلبگفتم: حیف جیب نداری وگرنه عکس امام را میدادم بگذاری جیبت، ببری. گفت: عکس امام را کسی در جیبش نمیگذارد، عکس امام را روی قلبم میگذارم.
ادامه مطلبدر آن ماجرا هیچ کس به عنوان مرتد اعدام نشد؛ حتی رئیس کلّ تشکیلات مخفیِ حزب توده خود کیانوری و امثال او هم مدتی زندانی و بعد آزاد شدند.
ادامه مطلبقابل قبول نبود که بخواهد کودتایی رخ بدهد، چراکه مردم عاشق امام و انقلاب بودند و اصلاً نمیشد تصور کرد که کودتایی رخ بدهد و به نتیجه هم برسد.
ادامه مطلبگفتم: وقتی عازم عتبات شدم، به دوستان و آیت الله بهشتی وکالت دادم که هر اعلامیهای صادر میکنید، امضای من هم پای آن باشد.
ادامه مطلبگفت: من تا قبل از این رأی اعتماد، چهار فرزند داشتم از امروز به بعد یازده میلیون فرزند دارم و باید پاسخگوی این بچهها باشم.
ادامه مطلبامام دستور قاطعی داد که هر کس حجاب را نمی خواهد حسابش را تصفیه کنید، باز خرید کنید برود. تعدادی از خانم ها پذیرفتند و رفتند.
ادامه مطلبجنجالی تازه ای در تبریز به راه افتاد، سبب این جنجال مقاله ای بود به نام: بهانه ها را از دست خائنان باید گرفت، منتسب به آقای خلخالی بود.
ادامه مطلباولین نماز جمعه را در تاریخ ۱۸ فروردین ۷۱ اقامه کردم، در آغاز با مشکلاتی مواجه بودم، ولی با صبر و استعانت از خدا به تدریج برطرف شد.
ادامه مطلببه شهید مدنی گفتیم: شما سالی حداقل سه چهار ماه در همدان هستید، اجازه بدهید، برای شما خانهای تهیه کنیم. فرمود: من خانه نیاز ندارم.
ادامه مطلبتوهین شد که آخوند نباید باشد. خلاصه تقریباً پذیرفتند که دکتر حبیبی نمی تواند و بنی صدر یک شاخ گاوی است و کاریش هم نمی شود کرد و نفوذ دارد.
ادامه مطلبوسیلهی نقلیهی ما در این سفر یک ماشین سواری قراضهی قدیمی گازوئیل سوز بود که مال آقای مسعودی بود و رانندگی آن را یکی از مؤمنان علاقهمند به انقلاب بر عهده داشت.
ادامه مطلبآقای خامنهای هم که زیرک؛ حدود ۱۰ متر مانده بود به من برسد، مرا هم همه میدیدند، عصایشان را بلند کردند و گفتند: ببین آقای باهنر! من جزو احسنتیها بودم؛ جزو نه احسنتیها نبودم. یادت باشد.
ادامه مطلبشهید بهشتی گفت: ما به خاطر ارزش های اسلام قیام کرده و شعار داده ایم، قرار نیست خودمان به آن شعارها عمل نکنیم و ملتزم نباشیم.
ادامه مطلبدیگران هم رضایت دادند و قرار شد مجلسی از کارشناسان فقهی ـ که نام خبرگان آنجا مطرح شد ـ اسم آن مجلس خبرگان باشد نه مجلس مؤسسان
ادامه مطلببه امام گفتم: شما از نظراتتان که برنگشتید و فتاوای شما هست. ما شما را قبول داریم. صـریح بگویید و اگر این راه را می پسندید، به اینها بگویید.
ادامه مطلبگفت به بهشتی بگویید پولهایی که به خارج برده، بدهد به ما برای زن و بچه هایمان خانه بخریم که اگر کُشته شدیم لااقل اینها خانه ای داشته باشند.
ادامه مطلبگفت: دستور داده بر ضد تظاهر کنندگان تیراندازی کردند و چند نفر از آنها کشته و شهید شدند. گفتم: حتما می دانید این به دستور شخصی او بوده؟
ادامه مطلبمحمد منتظری که به لبنان رفته و در آنجا «سپاه صلح» را دیده بود، گفت که ما باید سپاه درست کنیم و اسمش را «سپاه پاسداران» بگذاریم.
ادامه مطلببا این که در دین مسیحیان حجاب نیست، من خواهران و مادران مسیحی را می بینم که به احترام نظام و مسلمانان در محافل عمومی رعایت می کنند.
ادامه مطلبخانمی آمد که بد حجاب بود. من به او اعتراض کردم. بازرگان خیلی عصبانی شد و به دکتر حائری که از نهضت آزادی و رفیق ما بود، گفت این ساواکی نباشد!؟
ادامه مطلبآیت الله طالقانی وقتی فهمیدند، فوراً راه افتادند. به قم رفتیم و با حضرت امام ملاقات کردند. بعد در مدرسه فیضیه سخنرانی کردند.
ادامه مطلببه قاتل شهید مفتح گفتم: چرا مفتح را شهید کردید.؟ گفت: شنیده بودیم این آقا آمریکایی است و بر اساس شنیده های خود عمل کردیم.
ادامه مطلبیک بمب زمانی الکتریکی در ترمینال آزادی تهران در قسمت تعاونی هفت منفجر شد. این بمب دست ساز در یک ساک جاسازی شده و ۱۵ پوند وزن داشت.
ادامه مطلبآقای بازرگان با ارسال حکمی دستور آزادی اموال آمریکایی ها را صادر کرد. وی ضمن توبیخ استاندار گفته بود: شما به چه حقی اموال آمریکایی ها را مصادره کرده اید؟
ادامه مطلبآقای سید صادق روحانی از علمایی بود که اتفاقا به مطرح شدن نام آقای منتظری در مقام مرجعیت انتقاد داشت و از ابراز علنی این مسئله هم ابایی نداشت.
ادامه مطلبشهید بروجردی آمد و برای حدود ۳۴ نفر در پادگان پس از خواندن دعای کمیل و نماز جماعت برای آنها سخنرانی کرد و از لزوم استقامت گفت.
ادامه مطلبآقای اشرفی به طرف امام رفت، حرف هایی با امام زد، بعد دست ایشان را بوسید. امام نیز با یک حالت غیرعادی از جایش بلند شد و بر پیشانی او بوسه زد.
ادامه مطلبامام فرمود: این کارهایی که در اصفهان می شود کمونیستی است، مصادره ها بر چه اساسی و یا کدام دلیل شرعی است؟ من از اوضاع اصفهان رضایت ندارم.
ادامه مطلباجازه حرف زدن به آن دو نفر را نداد. رو به من کرد و گفت: خیلی یکه تاز شدید. تکه تکه ات می کنیم. زود باش بگو سپاه، چقدر نیرو دارد؟
ادامه مطلب