صدای ساواک در حلقوم علما
مجاهدین گفتند «این صدای ساواک است که از حلقوم منتظری و طالقانی بیرون میآید.» اینها تا دیروز آقای طالقانی و آقای منتظری را پدر طالقانی میدانستند.
ادامه مطلبمجاهدین گفتند «این صدای ساواک است که از حلقوم منتظری و طالقانی بیرون میآید.» اینها تا دیروز آقای طالقانی و آقای منتظری را پدر طالقانی میدانستند.
ادامه مطلبآیت الله خامنه ای با آغوش باز از من استقبال نمودند، همچنان که ایشان را در آغوش میکشیدم و میبوسیدم، احساس کردم که تمام دنیا را در آغوش کشیدم.
ادامه مطلببه امام گفتم: ما نمیتوانیم نزد شما بیاییم و سئوالاتمان را بپرسیم. در داخل ایران به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام گفتند: آقای مطهری.
ادامه مطلبگفت: سپاه ايران براى فتح قدس به لبنان نخواهد آمد. جنگ ايران و عراق پايان مىيابد و ميان سربازان آنها گُل رد و بدل مىشود.
ادامه مطلبنامه به آقای خاتمی نوشتم که آقای خاتمی! وزیر شما به مدیرمسئول توهین کرده! آن هم راجع به خبری که درست بوده! وزیر چه حقی دارد که توهین کند؟!
ادامه مطلباین ماجرا در آن دعوای قم مطرح شد که دنبال مال نباشید و فقط دنبال کارهای معنوی باشیم و انقلاب را از این جهت آلوده به مسائل مالی نکنیم.
ادامه مطلبامام گفتند: من شما را خواستم ببینیم چه مشکلی دارید؟ مگر من خدای اینها هستم؟ از هر کسی میخواهند تقلید کنند. اختلاف شما سر این تقلید است؟!
ادامه مطلبآقای فروهر گفت: آقای سعيدی، ما هم برای انجام فريضه حاضريم. آقای سعيدی هم معطل نكرد و گفت: البته سبيل بلند هم همان ملاك ريش بلند را دارد.
ادامه مطلبآقای سید صادق روحانی از علمایی بود که اتفاقا به مطرح شدن نام آقای منتظری در مقام مرجعیت انتقاد داشت و از ابراز علنی این مسئله هم ابایی نداشت.
ادامه مطلبامام فرمودند: من به اسم حاضر نیستم از هیچ کـس نـام ببـرم و به صورت کلی شکنجه ها و بیدادگری های رژیم شاه را محکوم می کنم.
ادامه مطلبآقای اشرفی به طرف امام رفت، حرف هایی با امام زد، بعد دست ایشان را بوسید. امام نیز با یک حالت غیرعادی از جایش بلند شد و بر پیشانی او بوسه زد.
ادامه مطلبآیت الله طالقانی از زندان آزاد شد. وقتی خبر آزادی او را از زندان شنیدم از شوق گریه کردم و خیلی افسوس خوردم کـه چرا در تهران نیستم تا او را از نزدیک ببینم.
ادامه مطلبگفتند سعودیها برای ترویج وهابیت به منتظری، مشکینی و مطهری پول دادند. بهشتی هم مأموریت دارد. اینها میخواهند اشهد ان علياً ولی الله را حذف کنند.
ادامه مطلبهمان قاضی شرع مورد اعتماد شما پيش من آمد و صريحاً گفت: آقای منتظری به من دروغ نسبت داده است، من اين گونه نگفتم. كه من به او گفتم: شما در مورد آقای منتظری چنين چيزی نگو، ممكن است ايشان اشتباه فهميده باشند.
ادامه مطلبمک فارلین وقتی به ایران آمد مقداری سلاح از بابت طلب های ایران از آمریکا به ایران آورد و نامه ای هم از سوی ریگان رئیس جمهور آمریکا آورده بود.
ادامه مطلببه امام گفت: آقا اصلا این بنی صدر مسلمان نیست. امام فرمود: ایشان سید و اولاد پیغمبر است، اگر نتوانستید ثابت کنید باید شلاق بخورید.
ادامه مطلبگفت: مرخص هستی. این بازجویی شاید نزدیک به دو ساعت طول کشید، از جا بلند شدم و با حالت نگرانی اشک در چشمهایم حلقه زده بود.
ادامه مطلبایشان بارها شهید محراب را تهدید کرد که در امر مرجعیت با من همراه شو و دست از خمینی بردار، در غیر این صورت من تو را با رسوایی از شهر بیرون میکنم!
ادامه مطلبامام گفتند که: موضوع حل شد. به آقای اردبیلی گفتیم و او هم قرار است که اعلام کند که آقای طالقانی عضو شورای انقلاب و رئیس آن شورا باشند.
ادامه مطلبآقای خلخالی تصمیم گرفت به جای چهار نفر، حکم اعدام هشت نفر را اجرا کند که امام به او پیام داد: در این صورت نفر ششمی که اعدام میشود خودتی!
ادامه مطلبامام اجازه نداده بود؛ اما آقای انواری به یاران گفته بود که: قتل منصور یک امر لازم است و اگر شما میخواهید، اقدام کنید. آنها هم رفتند و او را ترور کردند.
ادامه مطلبآیت الله منتظری از جا بلند شد و نامهای به من نشان داد که همان نامه معروف به امام درباره اعدامها بود و گفت: اصلا من حکم امام را قبول ندارم.
ادامه مطلببه بنىصدر گفتم: براى شما که آیت الله زاده هستید خوب نیست که زن و بچهتان به این شکل بگردند. گفت: من آنها را به هیچ کارى اجبار و الزام نمىکنم
ادامه مطلبآقای منتظری به یک جوک استناد میکرد که بگوید پاسدارها خلاف میکنند. ای کاش بنده این نامه را پاره نمیکردم، چرا که میتوانست سندی باشد.
ادامه مطلببسیاری از روحانیون و طلاب بدون اینکه بدانند آلت دست قرار گرفته اند، هر گروه از آنان با برخورد غیرمنطقی به گروه دیگر توهین می کرد.
ادامه مطلبآقای منتظری گفتند می گویند بعد از زمان آقای لاجوردی وضع زندان ها بدتر شده و سیصد تا فک شکسته شده. من با تعجب ماندم که چه بگویم.
ادامه مطلبامام گفتند: از این غیبهایی که شما میگویید ما خبر نداریم. گفتم: ما باید روی مسائل مختلف دنیا حساب کنیم و مطابق منافعمان حرکت کنیم.
ادامه مطلبآقای منتظری به رموز زندان آگاه و مشابه هر جریان و اتفاق را بارها دیده بود. این بار هم حدس زد این برق کار ضبط یا شنودی در سلول نصب کرد.
ادامه مطلبامام گفتند که: در اصفهان باید دو کار انجام بدی. یکی اینکه از ملیون و جبهه ملیها به تشکیلات راه ندهی و دوم در جهت وحدت روحانیت عمل کنی.
ادامه مطلبسید مهدی هاشمی گفت: به دروغ نوشتم که چیزی برای گفتن ندارم. کاغذ بدهید تا آنچه دارم بنویسم. بخش مهمی از ناگفتهها پس از این حادثه بر ملا شد.
ادامه مطلب