شب آزادسازی سوسنگرد
حضرت آقا به اهواز تشریف آوردند و به ستاد آمدند. من گزارشی را به عرض ایشان رساندم و گفتم: وضع اینطور است. بنیصدر به قول خود عمل نکرده است.
ادامه مطلبحضرت آقا به اهواز تشریف آوردند و به ستاد آمدند. من گزارشی را به عرض ایشان رساندم و گفتم: وضع اینطور است. بنیصدر به قول خود عمل نکرده است.
ادامه مطلبماشین چمران از راه رسید. تا مرا دید، با تعجب گفت: اِ، شما اینجا؟ گفتم: من که به شما گفتم اینجا کار دارم. گفت که من عقل ندارم و از این حرفها.
ادامه مطلبدر مریوان حزب دموکرات و همکارانشان، ٢٥ پاسدار کُرد محلی را به خاک و خون کشیدند و ارتش حرکتی نکرد با آنکه فقط ٤ کیلومتر با مریوان فاصله داشت.
ادامه مطلبدکتر چمران در حالی که از شنیدن حرف های ما به شدت بغض کرده بود از هلی کوپتر پائین آمد و گفت: من با شما می مانم.
ادامه مطلبوارد خانه پاسداران شدیم، مجروحین در هر گوشه و کناری پراکنده بودند، در وسط حیاط، پاسداری اصفهانی كه مجروح شده بود و از دهانش خون جاری بود.
ادامه مطلبکاش فقط همین بود که شهیدشان کرده بودند! بعضیشان را مثله کرده بودند. در بین شهدا پیکر آن ۲۴ پاسداری که محافظ بیمارستان بودند هم مشاهده میشد.
ادامه مطلبسخنان او آنقدر مؤثر و خالصانه بود که مرا آب کرد، به دوستانم گفتم كه: يك تفنگ ژ -۳ به او بدهند و يكی از جوانان به او تيراندازی و قوانین عمومی نبرد را بیاموزد.
ادامه مطلبيكی از مجروحین پاسدار را با موزائيك سر بُریدند و جسد او را روی سنگفرش ها و اطاق ها کشاندند، نواری پهن از خون او همه جا را گلگون کرده بود.
ادامه مطلببعد از ورود مجدد ما آقای لاهوتی برنامه آقای موسوی خوئینیها را برای تسخیر سفارت داد و از ما خواست که با آنها همکاری کنیم.
ادامه مطلبهاشمی رفسنجانی برای اولین بار در بودجه ورزش ایران نام ورزش را گنجاند و این تصمیم در مجلس شورای اسلامی اعلام و قرار شد مشمول بودجه شود.
ادامه مطلب