مسجد یا دانشگاه؟
منافقینی که در همهجا بودند، پلاکاردهای بسیاری آوردهاند. آقای خامنه ای به من گفت: من که دیشب گفتم تحصن در مسجد باشد، میدانستم اینها اذیت میکنند.
ادامه مطلبمنافقینی که در همهجا بودند، پلاکاردهای بسیاری آوردهاند. آقای خامنه ای به من گفت: من که دیشب گفتم تحصن در مسجد باشد، میدانستم اینها اذیت میکنند.
ادامه مطلبمحمد منتظری که به لبنان رفته و در آنجا «سپاه صلح» را دیده بود، گفت که ما باید سپاه درست کنیم و اسمش را «سپاه پاسداران» بگذاریم.
ادامه مطلباو را به تخت شکنجه بسته بودند. مأموران ساواک او را شکنجه می کردند، اما جرئت نمی کردند بعضی جسارت ها را به ایشان بکنند.
ادامه مطلبآقای مهدی عراقی گفت بعد از سقوط پادگان ها و غارت انبارهای اسلحه و به دنبال آن درخواست دولت برای تحویل سلاح ها، مردم این قالب ها را هم به اینجا آورده اند.
ادامه مطلبروزی طلبهای جوان که شنیده بود ما فیلمهای مذهبی داریم از شهر قم آمده بود و از من تقاضا کرد تا به قم رفته و برای طلبهها فیلم نمایش دهم.
ادامه مطلبیک کلاس را گرفتیم و پشت آن با کاغذ a۴ نوشتیم اتاق نخست وزیر! آقای مهندس بازرگان هم رفت و پشت یک صندلی شکسته نشست و رئیس دولت شد.
ادامه مطلبدر حالی که هنوز بختیار بر سر کار بود، چند نفری از علاقمندان به انقلاب یک شبکه تلویزیونی با عنوان تلویزیون انقلاب به راه انداختند که مرکزش مدرسه رفاه بود.
ادامه مطلبشهید مطهری به احمدآقا پیغام داده بود که به امام بگویید اگر با این برنامه موافقت کردید من دیگر با شما کاری ندارم و البته امام نظر شهید مطهری را پذیرفت.
ادامه مطلبآقای حبیبی می گفت: فمینیست تر از این انقلاب؟! که اولین رای مردمی را خانم ها دارند می دهند.
ادامه مطلببه آقای بهشتی گفتم: من قرار بود چهره پنهانی باشم. ایشان فرمودند: اینجا جایی نیست که بخواهیم مصلحت سنجی کنیم، آقای مطهری درست گفتند.
ادامه مطلبگوینده اخبار خانم بی حجابی بود دو سه نفری از آنان با ناراحتی خطاب به آقای طالقانی گفتند: جمهوری اسلامی شده و اینها هنوز این جورند.
ادامه مطلب