الو سلام حاج آقا / ۸۷
نظام سیاسی ولایت فقیه یک نظریه اجتهادی در فقه شیعه و به معنای حاکمیت فقیه جامع الشرایط به نیابت از معصوم (ع) در زمان غیبت امام عصر (عج) است.
ادامه مطلبنظام سیاسی ولایت فقیه یک نظریه اجتهادی در فقه شیعه و به معنای حاکمیت فقیه جامع الشرایط به نیابت از معصوم (ع) در زمان غیبت امام عصر (عج) است.
ادامه مطلببه امام گفتم: ما نمیتوانیم نزد شما بیاییم و سئوالاتمان را بپرسیم. در داخل ایران به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام گفتند: آقای مطهری.
ادامه مطلبگفتم: وقتی عازم عتبات شدم، به دوستان و آیت الله بهشتی وکالت دادم که هر اعلامیهای صادر میکنید، امضای من هم پای آن باشد.
ادامه مطلبدر آن دوران در نجف، آیت الله العظمی خویی در مسجد الخضراء نماز می خواندند. من خودم در این مسجد حضور داشتم که بعد از نماز، یک نفر با صدای بلند اعلام کرد که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی پیروز شد و همه تکبیر گفتند.
ادامه مطلبامام فرمودند: من به اسم حاضر نیستم از هیچ کـس نـام ببـرم و به صورت کلی شکنجه ها و بیدادگری های رژیم شاه را محکوم می کنم.
ادامه مطلبدر رسیدگی به پروندهها ما شرح جرم و اظهارات دستگیرشدگان را به آقای اراکی میدادیم. البته در خلال این کار درباره دستگیرشدگان پیشنهادات و نظرات خودمان را نیز به آقای اراکی میدادیم.
ادامه مطلبدکتر صادقی از آیتالله خوئی خواست که از امام خبری بگیرد. طلبهها با شنیدن سخنان دکتر صادقی به گریه افتادند و آیتالله خوئی نیز تحت تأثیر قضای حاکم متأثر شد.
ادامه مطلبمطهری میگفت: تا وضع حوزه و دروس حوزه و راه و روش روحانیت این است، کار نهضت ما به جایی نمیرسد و اگر رسید چون اساس، محکم نیست، فرو میریزد.
ادامه مطلبمحمد منتظری در سال ۵۸ خیلی عصبی بود. ولی قبل از انقلاب واقعا فکور و اهل مطالعه بود. اما بعد از انقلاب اعصاب آرامی نداشت و خیلی تند شده بود.
ادامه مطلبناگهان چشم امام به احمد آقا افتاد و او را صدا زد. احمد از جایش تکان نخورد. آقا با دیدن رنگ رخسار احمد از موضوع فوت حاج مصطفی مطلع شدند.
ادامه مطلبپرسیدم: چه کسی تفرقه میاندازد؟ شیخ علی تهرانی گفت: همین بهشتی تفرقه میاندازد. نمیگذارد کار بکنیم، یک قانون اساسی خوبی تصویب بکنیم.
ادامه مطلببالاخره مقطعی رسید که 90 درصد کارهای این نشریه را شخص بنده انجام میدادم و حتّی حمل آن از قم به تهران به عهده خودم بود.
ادامه مطلبآقای دعایی با صدای نهضت روحانیت در ایران به مبارزه ادامه داد و گاهی هم ما را نوازش میداد که با نوشتن چند مقاله نمیتوان مبارزه را ادامه داد!
ادامه مطلبامام گفت: آقای مطهری که کتاب حجاب را نوشت، بعضی از آقایان نامه نوشتند که با انتشار این کتاب در محله ما دختران چادرهایشان را برداشتند.
ادامه مطلبامام فرمودند: من در اینجا گرچه به حرم امیرالمؤمنین (ع) و با عدهای از دوستان مأنوس بودم، اما خدا میداند در این مدت از دست آقایان چه کشیدم؟
ادامه مطلبامام در یک برخورد تاریخی گفتند که: من تأیید نمیتوانم بکنم، شما معتقد به مبارزه مسلحانه هستید، الان وقتش نیست، پیروز نخواهید شد.
ادامه مطلبگفت: من پدرانم یهودی بودند و خودم مسلمان شدم. گفته بود: سرّ این را به من بگو که چرا تو مسلمان تر از من شدی؟ مردک دیده بود لو رفته فرار کرده بود.
ادامه مطلبیادم هست كه آقای صدر در درس خود، عین این تعبیر را گفت: برای اولین بار یك فقیه كه در حد یك مرجع تقلید است، بحث حكومت اسلامی را به این شكل مطرح می كند.
ادامه مطلبآیتالله بهشتی چون مدتی در آلمان بود و با اهل کتاب نشست و برخاست داشت و با آنها مرتبط بود، نظرات و دیدگاههای متفاوتی با دیگر علما داشت.
ادامه مطلب