از ته دل گریه کردیم!
فکر کردم او می رود مرا لو بدهد و او هم، چنین تصوری را درباره من کرده بود! چند روز بعد از پیروزی انقلاب، همدیگر را دیدیم و بغل کردیم و از ته دل گریه کردیم!
ادامه مطلبفکر کردم او می رود مرا لو بدهد و او هم، چنین تصوری را درباره من کرده بود! چند روز بعد از پیروزی انقلاب، همدیگر را دیدیم و بغل کردیم و از ته دل گریه کردیم!
ادامه مطلبامام خیلی خونسرد گفت: کار به آنجا نمیکشد. گفت: حاج آقا شما سادهاید شما ارتش را نمیشناسید. امام خونسرد گفت: ارتش با ماست نگران نباشید!
ادامه مطلب