چند روز پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، پس از آنکه تیم مذاکرهکننده گزارشی از روند مذاکرات با آمریکا به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ارائه کرد، احساس ما این بود که احتمالاً این مذاکرات به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. به همین دلیل تصمیم گرفتیم جلساتی را با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح برگزار کنیم تا آخرین وضعیت دفاعی کشور را بررسی کنیم.
ابتدا جلسهای با شهید سپهبد محمد باقری برگزار شد و سپس نشست مفصلی با شهید سپهبد حسین سلامی داشتیم. در آن جلسه موضوعات متعددی از مسائل شرق و غرب کشور گرفته تا موضوعات راهبردی دفاعی مطرح شد.
در میانه جلسه، یکی از همکاران مجلس بهصورت جدی یا شاید نیمهطنز موضوعی را مطرح کرد و گفت: «سردار، یکی از خواهرزادههای شما از موقعیت شما استفاده میکند.»
این سؤال برای همه ما عجیب بود، زیرا هیچ ارتباطی با مباحث جلسه نداشت و فضای جلسه را تحت تأثیر قرار داد.
پاسخ تاریخی شهید سلامی که همه را شرمنده کرد.
پس از پایان توضیحات آن نماینده، شهید سلامی با همان آرامش و متانت همیشگی پاسخ داد؛ پاسخی که هرگز از ذهن من پاک نخواهد شد.
ایشان فرمود: تا جایی که به من اطلاع دادهاند، حدود ۵۱ خواهرزاده دارم؛ اما مشکل اینجاست که من اصلاً خواهر ندارم.
این جمله را با نهایت آرامش، بدون کوچکترین ناراحتی یا واکنش تند بیان کرد.
من در آن لحظه کنار ایشان نشسته بودم. واقعاً همه ما از این میزان صبوری، متانت و بزرگواری شرمنده شدیم. هر فرمانده دیگری ممکن بود نسبت به چنین ادعایی واکنش متفاوتی نشان دهد، اما شهید سلامی با اخلاق، بزرگواری و سعه صدر مثالزدنی پاسخ داد.












