دعوت به هدایت
آقای صانعی و انصاری نشسته بودند. دیدم آقای شواردنادزه واقعا رنگش پریده و دارد با لکنت زبان جواب را میخواند، مترجم هم برای امام ترجمه میکرد.
ادامه مطلبآقای صانعی و انصاری نشسته بودند. دیدم آقای شواردنادزه واقعا رنگش پریده و دارد با لکنت زبان جواب را میخواند، مترجم هم برای امام ترجمه میکرد.
ادامه مطلبامام طیف سیالی از نور بود که در ضمیر آگاه حاضران حسینیه رخنه می کرد و همه تصاویری را که پیش از دیدنش در ذهن ترسیم شده بود را درهم می شکست.
ادامه مطلبامام فرمودند: من قبلاً از آقای مشكینی گِله كنم. ما آن قدری كه گرفتار به نفس خودمان هستیم، كافی است. دیگر مسائلی نفرمایید كه انباشته بشود در نفوس و ما را به عقب برگرداند.
ادامه مطلبآقای هاشمی نامه را خواند با شنيدن نامه عاطفی، اندوهبار و قاطع امام كه از عمق جانش نشأت میگرفت حالتی وحشتناك و غيرقابل توصيف بر جانم عارض شد.
ادامه مطلبامام فرمودند: کدامتان چهره او را میدید؟ مقصود معظم له این بود که کدام یک مراقب تغییرات و عکسالعمل گورباچف بودیم.
ادامه مطلب