شنیدیم آمریکایی هست.
به قاتل شهید مفتح گفتم: چرا مفتح را شهید کردید.؟ گفت: شنیده بودیم این آقا آمریکایی است و بر اساس شنیده های خود عمل کردیم.
ادامه مطلببه قاتل شهید مفتح گفتم: چرا مفتح را شهید کردید.؟ گفت: شنیده بودیم این آقا آمریکایی است و بر اساس شنیده های خود عمل کردیم.
ادامه مطلبآقا به ایشان فرمودند: یعنی شما می گویید من روی بازرسی خودم بازرسی کنم. اینها بازرس من هستند، روی حرف بازرس که بازرسی نمی کنند.
ادامه مطلبخداوند این توفیق را داد که این حرف امام پیاده شود، لذا به فکر تشکیل مرکز پژوهش ها افتادیم و این از باقیات و صالحات مجلس چهارم است.
ادامه مطلبیک سیلی محکم دیگری در گوشم گذاشت و گفت: چه شیخ بی حیایی، حالا این کارها را کرده، این همه هم کتک خورده، باز می گوید می خواهم منبر بروم.
ادامه مطلبعصبانی شدم، رفتم پشت تریبون و خطاب به احمد آقا گفتم: این چه نوع برخوردی است که میکنید. علیه آقای بهشتی جوسازی میکنند و حرفی نمیزنید؟
ادامه مطلبپس از بازرسی معلوم شد که حرف آن زندانی درست بوده است. همان جا دستور داده شد با پزشک قانونی وقت و سایر دست اندرکاران این پرونده برخورد شود.
ادامه مطلبآقای هادی غفاری را نیز آوردند. من شروع کردم به خندیدن و سلام و علیک کردن. علیرغم اینکه ایشان آدم شجاعی بود از خندیدن من بیشتر روحیه گرفت.
ادامه مطلببرای آقا گزارش آمده بود که در گرگان و علی آباد و مینودشت، فرمانده سپاهی است که بسیار خشن عمل کرده، افراد را دستگیر می کند و شلاق می زند.
ادامه مطلبگفتیم: چیزی نداریم که روی آن بایستید و سخنرانی کنید. بفرمایید روی ماشین که پارک شده است. گفت: ماشین مردم است، حق الناس است، نمی شود.
ادامه مطلبشایع کرده بودند که زمانی که بهشتی از آلمان برگشته، دو هواپیما اجناس لوکس برای منزلش آورده و در خانه اشرافی زندگی میکند و دارای نوکر و کلفت است.
ادامه مطلبامام گفتند: بگویید من خودم باطل السِحر هستم. به آنها گفتم: امام این چیزها را قبول ندارد و گفته خودم باطل السِحرم، دنبال کارتان بروید.
ادامه مطلب