صدای ساواک در حلقوم علما
مجاهدین گفتند «این صدای ساواک است که از حلقوم منتظری و طالقانی بیرون میآید.» اینها تا دیروز آقای طالقانی و آقای منتظری را پدر طالقانی میدانستند.
ادامه مطلبمجاهدین گفتند «این صدای ساواک است که از حلقوم منتظری و طالقانی بیرون میآید.» اینها تا دیروز آقای طالقانی و آقای منتظری را پدر طالقانی میدانستند.
ادامه مطلبماشین و دو فرزندش را به سپاه آوردند. آقای دامغانی پس از اطلاع خیلی سریع به سپاه آمد و با حالت عصبانی گفت که: این ماشین در اختیار پسران من است.
ادامه مطلبآقای مهدوی در خصوص مجاهدین نظرشان این بود که نباید با شدت با آنها برخورد می شد. آن موقع وی مخالف دستگیری و بازداشت اینها بود.
ادامه مطلبگفتند: برای خوردن سوگند جلاله نزد مسعود رجوی آماده شوید. می بایست تکی در حضور چهار هزار کادر سازمان و اعضای شورای رهبری سازمان مجاهدین می رفتیم.
ادامه مطلبدو برادر با هم در یک زندان و یک بند بودند. یکی مخالف مجاهدین و دیگری از موافقین سازمان. آنها با هم سلام و علیک نمیکردند، به خون هم تشنه بودند.
ادامه مطلبگفت: اگر ما درخواست پناهندگی نداده بودیم، جرمی مرتکب نشده بودیم؛ اما با این اتفاقی که افتاده می دانیم که در ایران پدرمان را در خواهند آورد.
ادامه مطلبجنگ مسلحانهای که در تهران شکل گرفت، در پاریس و تل آویو طراحی شده بود. با پاریس طراحی کرده بودند که در همان هفتهها در تهران اتفاق بیفتد.
ادامه مطلبمجاهدین، شریعتی را خائن می دانستند. می گفتند: او خرده بورژوای سازشکار است. وگرنه چه دلیلی دارد که مقاله ضد کمونیستی او را در کیهان چاپ کنند.
ادامه مطلبآقای بهشتی گفته بودند: اختلافات ما با شما یک اختلافات صوری و سطحی نیست، بلکه اختلافات عمیق بوده و از اعتقادات اصولی سرچشمه می گیرد.
ادامه مطلب