سید تقوی آزاد شد. هاشمی تمام لباسهایش را که زنش آورده بود و فاستونی خیلی عالی بود، همه را به تقوی داد. فقط عمامه سیاه نداشت بدهد. خیلی شیک رفت.
ادامه مطلبما از داخل سلولها سروصدای جشنها را میشنیدیم و زندانیان علیرغم جوّ خشونت و وحشتی که بر زندان حکمفرما بود. مخالفت خود را با سر دادن ابیاتی اعلام کردند.
ادامه مطلبیاسر عرفات با همراهی ۵۹ نفر به ایران آمد و با رهبر انقلاب در مدرسه علوی دیدار کرد. بعد از دیدار با امام، در نخست وزیری با آقای مهندس بازرگان دیدار کردند.
ادامه مطلبشهید مطهری به احمدآقا پیغام داده بود که به امام بگویید اگر با این برنامه موافقت کردید من دیگر با شما کاری ندارم و البته امام نظر شهید مطهری را پذیرفت.
ادامه مطلبسه نفر از حزباللهیها دو نفر از آنها را گرفته بودند. پرسیدم: چگونه دستگیرشان کردید؟ گفتند: اینقدر تیر زدند و ما سنگ زدیم تا تیرشان تمام شد و گرفتیم.
ادامه مطلبامام گفت: هر وقت تلویزیون را باز می کنم خودم را می بینم، چرا دیگران را پخش نمی کنید؟ گفتم: اگر شما را پخش نکنیم، مردم سیما را سرمان خراب می کنند.
ادامه مطلبآیت الله گلپایگانی گفت: خداوند بعد از ۱۴ قرن از زمان پیامبر (ص) این لباس را به تن آیت الله خمینی دوخته است. هیچ کسی نمی تواند کار او را انجام بدهد.
ادامه مطلبمجاهدین، شریعتی را خائن می دانستند. می گفتند: او خرده بورژوای سازشکار است. وگرنه چه دلیلی دارد که مقاله ضد کمونیستی او را در کیهان چاپ کنند.
ادامه مطلبمثله اش کرده و کاغذی روی سینه اش گذاشته بودند: این سزای کسی است که از انقلاب و رژیم خمینی دفاع کند. سزای کسی که عکس خمینی در خانه اش دارد.
ادامه مطلبپس از اینکه برخی افراد گروه گلسرخی اطلاعات خود را لو دادند، گلسرخی را به اوین بردند و شکنجهاش کردند. بعد به خاطر دفاعیاتش در دادگاه اعدامش کردند.
ادامه مطلبواقعا منقلبم کرد و خدا را شکر کردم که در حساسترین شرایط و اول انقلاب که افراد نوعا تند و تیز بودند تحت تاثیر احساسات عمل نمیکردم.
ادامه مطلبآقای بهشتی، به امام گفت: اگر آقای اردبیلی همراه من نباشد، من آن مسئولیت را بر عهده نمیگیرم. کار قضائی، سخت است. من هم تجربه کافی ندارم.
ادامه مطلبآیتالله گیلانی وقتی از موضوع آگاه میشود از شدت ناراحتی نمیتواند روی صندلی بنشیند. بلند میشود، قدم میزند و مرتب استغفرالله میگوید.
ادامه مطلبآقای مطهری گفت: ما با کمونیستها هدف مشترک نداریم. اگر الآن جهت گیریهای ما مشخص نشود، فردا که انقلاب پیروز بشود، اینها میگویند: حاجی انا شریک.
ادامه مطلبآمریکایی ها جواب مثبت دادند. گفتند که آقای مونیز، وزیر انرژی آمریکا، در مذاکرات شرکت میکند. این گونه بود کـه من هم به جمع مذاکره کنندگان وارد شدم.
ادامه مطلبفرمودند: پیشنهاد من و آیتالله طالقانی این است که در تظاهرات دانشجویی نام امام را مطرح کنید تا خیزش دانشجویی شناسنامه مشخصی داشته باشد.
ادامه مطلببه امام گفتم: اطلاعات الان هفت خط است. هفت تا گرایش سیاسی در آن است. فرمودند: من میدانم تو اگر باشی عمداً کار خلافی انجام نمیدهی.
ادامه مطلبزمانی که دوره تصدی ایشان به پایان رسید، مرا در مجلس دید و گفت: به این نتیجه رسیدم که حرف شما درست بود. گفتم: چهار سال دیر متوجه شدی.
ادامه مطلبآقای بهشتی گفت: اينها حزب الهیها هستند. ما دبير تعليمات دينی داريم كه يهودی است، بهائی است. كسانی دين درس می دادند كه اعتقادی به آن نداشتند.
ادامه مطلبیکی از افسران مصطفی را بغل گرفته و به سوی من آمد. مصطفی را گرفتم و بوسیدم. کودک چون مدت طولانی از او دور بودم، مرا نشناخت و زد زیر گریه.
ادامه مطلبدر مورد صلوات فرسـتادن بـرای آیـت الله خمینی، مطلبی نبود که آقای مهندس بازرگان به آن اعتراض کنند و به نظر من اگر نمی کردند بهتر بود.
ادامه مطلبصورتم داغ شد. پاهای جنازه را رها کردم و با پرخاش و گریه گفتم: من دیگه خسته شدم. من دیگه نمی آم تو این غسالخونه لعنتی. من دیگه پام رو اینجا نمی ذارم.
ادامه مطلببه رهبری گفتم: تعدادی روایت داریم که ناظر به هر دو طرف است. رهبری دستور دادند در جلسهای بحث کنند. این فتوا در بسیاری از زوایا اصلاح شد.
ادامه مطلبگفت: من پدرانم یهودی بودند و خودم مسلمان شدم. گفته بود: سرّ این را به من بگو که چرا تو مسلمان تر از من شدی؟ مردک دیده بود لو رفته فرار کرده بود.
ادامه مطلبدر دادگاه گفت که امام خمینی به ما گفت در خرمشهر بمانید و ما گوش دادیم و در بمباران تمام زندگیمان را از دست دادیم، اکنون امام باید خسارت ما را بدهد.
ادامه مطلبدر چنین شرایطی، عدهای کامیونداران را تحریک به اعتصاب کردند. امام با یک کلمه بحران را حل کردند. فرمودند: چرا کامیونداران مومن را نمیفرستید.
ادامه مطلببه امام گفتم: باغی هست که مربوط به بهایی ها بوده و مصادره شده و الان دست بنیاد است. شما این باغ را مرحمت کنید تا برای سپاهی ها خانه بسازیم.
ادامه مطلبمردم ریختند داخل حیاط. پیرمرد کاغذی درآورد و به زبان لری شروع به شعر خواندن کرد. بعدش گفت: ای امام زمان، مگر یه همچو نایبی به خواب ببینی.
ادامه مطلبگودرزی یک کشیده بیشتر نخورد و همان ابتدای کار از مسیر بازداشت تا زندان اعتراف کرد. بچههای گروه فرقان هم به توصیه گودرزی کم کم اطلاعات دادند.
ادامه مطلبمحمد بروجردی گفت که فرقان مسئولیت ترور آقای مطهری را پذیرفته است. اینکه آنها مسئولیت ترور را پذیرفتند، ما را در وضعیت عجیب و غریبی قرار داد.
ادامه مطلب