آقای قرائتی حذف نشود.
سران سه قوه به اتفاق احمدآقا و یک نفر دیگر به بخش خبر گفته بودند، مرگ بر شوروی را حذف کنید ولی مرگ بر آمریکا باشد. بخش خبر هم همین کار را کرد.
ادامه مطلبسران سه قوه به اتفاق احمدآقا و یک نفر دیگر به بخش خبر گفته بودند، مرگ بر شوروی را حذف کنید ولی مرگ بر آمریکا باشد. بخش خبر هم همین کار را کرد.
ادامه مطلبدر اولین شب حضورم در صداوسیما، هنگام پخش اخبار، شبکه قطع شد. احمدآقا با من تماس گرفت و پرسید: چه شده است؟ گفتم: نمیدانم و باید به پخش بروم.
ادامه مطلبامام گفتند: من اول شما را امتحان میکنم. گفتند: امتحان کنید. امام گفتند: سه موضوع هست، به امام زمان (عج) بگویید اینها را حل کنند.
ادامه مطلببه مجلس رفتم و دیدم خبر شروع عملیات برای آزادسازی خرمشهر در فضای مجلس پیچیده و همه خوشحال هستند. هنگام تنفس با جبهه تماس گرفتم.
ادامه مطلبگفتم: وقتی عازم عتبات شدم، به دوستان و آیت الله بهشتی وکالت دادم که هر اعلامیهای صادر میکنید، امضای من هم پای آن باشد.
ادامه مطلبامام بعد از سخنرانی در بهشت زهرا و اعلان تصمیم به تعیین دولت از هنگام ترک آنجا دیگر دیده نشدهاند. این زمانی بود که ما عمیقاً نگران و دلواپس امام شدیم.
ادامه مطلبآقای محتشمی گفت: نقل است که به هنگام دلهره و اضطراب این دعا خوانده شود. امام آن یادداشت را بدون آن که به آن نگاه کنند، تا کرده و زیر پتوی خود گذاشتند.
ادامه مطلبآیت الله طالقانی وقتی فهمیدند، فوراً راه افتادند. به قم رفتیم و با حضرت امام ملاقات کردند. بعد در مدرسه فیضیه سخنرانی کردند.
ادامه مطلبامام گفتند: من شما را خواستم ببینیم چه مشکلی دارید؟ مگر من خدای اینها هستم؟ از هر کسی میخواهند تقلید کنند. اختلاف شما سر این تقلید است؟!
ادامه مطلبآقای صانعی و انصاری نشسته بودند. دیدم آقای شواردنادزه واقعا رنگش پریده و دارد با لکنت زبان جواب را میخواند، مترجم هم برای امام ترجمه میکرد.
ادامه مطلبمرحوم حاج احمد آقا گفت: حق با کلاهدوز است. من هم با محسن موافقم، تو تلاش کن یک رای دیگر پیدا کنی و امروز تمامش کنید.
ادامه مطلبامام فرمود: این کارهایی که در اصفهان می شود کمونیستی است، مصادره ها بر چه اساسی و یا کدام دلیل شرعی است؟ من از اوضاع اصفهان رضایت ندارم.
ادامه مطلبتا گفت ایشان گل آقاست، امام گفت: تویی؟ شروع کرد به خندیدن. من گفتم: آقا به جد شما من ضدانقلاب نیستم، من مريد شما هستم. گفت: می دانم.
ادامه مطلبگفتم: تو از کی آخوند شدی؟! از کی برای نجات شیعه، سنّی می کُشی؟! گفت: من مارکسیست بودم و هستم و یکی از راه های مبارزه با مذهب همین است.
ادامه مطلبهمان قاضی شرع مورد اعتماد شما پيش من آمد و صريحاً گفت: آقای منتظری به من دروغ نسبت داده است، من اين گونه نگفتم. كه من به او گفتم: شما در مورد آقای منتظری چنين چيزی نگو، ممكن است ايشان اشتباه فهميده باشند.
ادامه مطلبمک فارلین وقتی به ایران آمد مقداری سلاح از بابت طلب های ایران از آمریکا به ایران آورد و نامه ای هم از سوی ریگان رئیس جمهور آمریکا آورده بود.
ادامه مطلبمن ماجرا و نتایج مشورت با احمد آقا و آقای هاشمی را بازگو کردم. امام که با دقت گوش میدادند، گفتند: نه؛ من در این کار نوعی شیطنت میبینم.
ادامه مطلبامام یک جمله به اینان فرموده بود که: بنی صدر چیزی نیست به اندازه سه ربع اش رفته و یک ربع از نفوذش مانده است. آن هم با یک تلنگر از بین خواهد رفت.
ادامه مطلبفردی که من او را به عنوان کاندیدای رهبری فردی معرفی کردم بعدا به یکی از مناصب مهم برگزیده شد و در طول ایام فهمیدم که من آن زمان اشتباه کردم.
ادامه مطلبمحمد منتظری در سال ۵۸ خیلی عصبی بود. ولی قبل از انقلاب واقعا فکور و اهل مطالعه بود. اما بعد از انقلاب اعصاب آرامی نداشت و خیلی تند شده بود.
ادامه مطلبامام فرمودند: من در جریان فعالیت شما هستم. خیلی برای شما دعا کردم. خیلی کار سختی بود و شما موفق شدید، خیلی مهم بود.
ادامه مطلبما دو سه نفر برای مذاکره رفتیم، در کنار صدام رده های بالای حکومت نشسته بودند. دو نفر گارد مسلح ایستاده و آماده بودند که شلیک کنند.
ادامه مطلبعصبانی شدم، رفتم پشت تریبون و خطاب به احمد آقا گفتم: این چه نوع برخوردی است که میکنید. علیه آقای بهشتی جوسازی میکنند و حرفی نمیزنید؟
ادامه مطلبتوانستیم امام را به سمت هلی كوپتر هدایت كنیم و سپس به قطعه 17 شهریور رفتیم و بعد از سخنرانی تاریخی امام به بیمارستان هزار تخت خوابی رفتیم
ادامه مطلباگر می خواستیم سفارت را بگیریم و دماغ آمریکا را به خاک بمالیم، همان قدر که آنها را گرفته بودیم، کافی بود. به نظر من ادامه آن چیز جالبی نبود.
ادامه مطلبآقای منتظری گفتند می گویند بعد از زمان آقای لاجوردی وضع زندان ها بدتر شده و سیصد تا فک شکسته شده. من با تعجب ماندم که چه بگویم.
ادامه مطلبامام حاج احمد آقا را فرستادند که از آنها سؤال کند. وقتی حاج احمد آقا جواب آنها را به امام گفت، امام فرمود: برو به آنها بگو شيادها دست از این کارهایتان بردارید.
ادامه مطلبمخالفانم نامه امام را مطرح کردند که تنها کسی که در دولت راجع به مسائل خارجی از جمله آمریکا، اسرائیل و فلسطین اظهار نظر می کند آقای محتشمی پور است.
ادامه مطلبحاج احمداقا با همان روحیه شوخ طبعی همیشگی شان گفتند که: امام چیز دیگری نگفتند اما اگر بخواهی خودم چیز دیگری رویش میگذارم.
ادامه مطلباحمد آقا گفت: بیت امام هم تحت فشار است. البته خود امام هم بسیار در ادامه جنگ جدی هستند. فضای عمومی خیلی تند است.
ادامه مطلب