دو دیدگاه
این ماجرا در آن دعوای قم مطرح شد که دنبال مال نباشید و فقط دنبال کارهای معنوی باشیم و انقلاب را از این جهت آلوده به مسائل مالی نکنیم.
ادامه مطلباین ماجرا در آن دعوای قم مطرح شد که دنبال مال نباشید و فقط دنبال کارهای معنوی باشیم و انقلاب را از این جهت آلوده به مسائل مالی نکنیم.
ادامه مطلبآقای اشرفی به طرف امام رفت، حرف هایی با امام زد، بعد دست ایشان را بوسید. امام نیز با یک حالت غیرعادی از جایش بلند شد و بر پیشانی او بوسه زد.
ادامه مطلبگفتم: به نظر من اگر در مجلس، قانونی تصویب شود، مبنی بر اینکه انقلاب فوق مذهب است و کاری با اختلافات مذهبی ندارد، مشکل حل می شود.
ادامه مطلبامام گفت: من نیازی به این کار نمی بینم، ولی اگر شما می خواهید اقداماتی کنید، مانعی ندارد. شما بدانید من به مرگ طبیعی خواهم مُرد. متحیر شدیم.
ادامه مطلبگفتند سعودیها برای ترویج وهابیت به منتظری، مشکینی و مطهری پول دادند. بهشتی هم مأموریت دارد. اینها میخواهند اشهد ان علياً ولی الله را حذف کنند.
ادامه مطلبایشان بارها شهید محراب را تهدید کرد که در امر مرجعیت با من همراه شو و دست از خمینی بردار، در غیر این صورت من تو را با رسوایی از شهر بیرون میکنم!
ادامه مطلبدر رسیدگی به پروندهها ما شرح جرم و اظهارات دستگیرشدگان را به آقای اراکی میدادیم. البته در خلال این کار درباره دستگیرشدگان پیشنهادات و نظرات خودمان را نیز به آقای اراکی میدادیم.
ادامه مطلبدکتر صادقی از آیتالله خوئی خواست که از امام خبری بگیرد. طلبهها با شنیدن سخنان دکتر صادقی به گریه افتادند و آیتالله خوئی نیز تحت تأثیر قضای حاکم متأثر شد.
ادامه مطلبسرهنگ با لحن مشفقانه و کدخدامنشانهای گفت: نه شما برای همیشه در اینجا خواهید بود و نه من؛ بنابراین مواظب خودت باش و درست راه برو!
ادامه مطلبمطهری میگفت: تا وضع حوزه و دروس حوزه و راه و روش روحانیت این است، کار نهضت ما به جایی نمیرسد و اگر رسید چون اساس، محکم نیست، فرو میریزد.
ادامه مطلبامام اجازه نداده بود؛ اما آقای انواری به یاران گفته بود که: قتل منصور یک امر لازم است و اگر شما میخواهید، اقدام کنید. آنها هم رفتند و او را ترور کردند.
ادامه مطلبیکی از آنان که ارشد کشاورزان بود، عصبانی شد و گفت: میخواهید زمینهای آشیخ اکبر را بگیرید؟ ما زمین او را بگیریم؟ افتخار ما این است که رعیت آشیخ اکبر باشیم.
ادامه مطلبقبر شهید مطهری دو طبقه است، پیشنهاد شد که شهید مفتح در طبقه دوم آن دفن شود. نهایتا ایشان و دو محافظش را در حجره 23 حرم مطهر دفن کنیم.
ادامه مطلبمحمد منتظری در سال ۵۸ خیلی عصبی بود. ولی قبل از انقلاب واقعا فکور و اهل مطالعه بود. اما بعد از انقلاب اعصاب آرامی نداشت و خیلی تند شده بود.
ادامه مطلبآقای طالقانی گفتند: من هر بار در برابر مشکلات احساس نگرانی می کنم به قم می روم، با امام به سخن می نشینم و با آرامش به تهران بر می گردم.
ادامه مطلبگلوله از زیر گوش ایشان وارد شد و تمام فک و دندان ها را خٌرد کرد. زبان را به صورت طولی شکافت و از گونه دیگر بیرون آمد.
ادامه مطلبگزارشی به سپاه رسید که مجتبی طالقانی در نمایندگی فلسطین یک ملاقاتهایی دارد. چند نفر با حکم آقای غرضی رفتند و مجتبی خانمش را بازداشت کردند.
ادامه مطلبعدهای از پاسداران گفتند: میخواهند پیش امام بروند و علت عزل آقای لاهوتی را بپرسند. احتمال تحریک شدن بعضی از آنها توسط منافقین بود.
ادامه مطلبآقای صفایی گفت: چریک کسی است که خانه به خانه دنبالش میگردند و آخر هم سوار یک ماشین ارتشی شده و به تهران میرود و کسی هم او را نمیشناسد.
ادامه مطلبروزی طلبهای جوان که شنیده بود ما فیلمهای مذهبی داریم از شهر قم آمده بود و از من تقاضا کرد تا به قم رفته و برای طلبهها فیلم نمایش دهم.
ادامه مطلببمبی که در یک ژیان جاسازی شده بود، در ضلع جنوبی حرم حضرت معصومه (ع) منفجر شد که ۱۱ نفر شهید و نزدیک به 100 نفر مجروح شدند.
ادامه مطلباو را ترور کردند. نتوانستم به تشییع جنازهاش بروم، ولی اهالی مهاباد یک مجلس ترحیم برای برادرم ترتیب دادند. قبلاً گفتم کُردها خیلی مهربان هستند.
ادامه مطلبامام گفتند که: در اصفهان باید دو کار انجام بدی. یکی اینکه از ملیون و جبهه ملیها به تشکیلات راه ندهی و دوم در جهت وحدت روحانیت عمل کنی.
ادامه مطلبمن نامه مفصلی به زبان عربی به قذافی نوشتم و شخصیت آقا موسی و ارزش او را برای جهان اسلام یادآور شدم و اینکه او به لیبی آمده و آنجا مفقود شده است.
ادامه مطلبآقای دعایی با صدای نهضت روحانیت در ایران به مبارزه ادامه داد و گاهی هم ما را نوازش میداد که با نوشتن چند مقاله نمیتوان مبارزه را ادامه داد!
ادامه مطلبامام فرمودند: پیامبر {ص} و امام علی {ع} هنگامی که از دنیا رفتند، 63 سال داشتند و من نیز 63 سال دارم و اگر کُشته شوم، چه بسا که به آرزویم رسیدهام.
ادامه مطلبدوستان خواستار هجرت من به عراق شدند. علی الخصوص آقای هاشمی از زندان پیغام دادند که به فلانی بگویید به هر قیمتی که هست از ایران فرار کند.
ادامه مطلبتشییع جنازه آقای شریعتمداری اگر به گونهای که ضدانقلاب و هواداران ایشان میخواستند انجام میشد، مردم درگیر شده و فاجعهای پیش میآمد.
ادامه مطلبپس از انتشار خبر شهادت آیت الله سعیدی، حوزه علمیه را غباری از اندوه فرا گرفت. هیچ کس جرأت نفس کشیدن نداشت. شکنجههای ساواک به اوج رسیده بود.
ادامه مطلبامام فرمود: به نظر من آقای بنی صدر برای این سخنرانی مناسب است و از او دعوت کنید، منتها قبل از سخنرانی من می خواهم چند دقیقه ای او را ببینم.
ادامه مطلب