مظلومیت قاضی
از آقای قاضی بدگویی می کردند؛ یعنی اول ایشان را فردی نعوذ بالله فاسق و جایز الغيبه قلمداد می نمودند. آنگاه هرچه دلشان می خواست می گفتند.
ادامه مطلباز آقای قاضی بدگویی می کردند؛ یعنی اول ایشان را فردی نعوذ بالله فاسق و جایز الغيبه قلمداد می نمودند. آنگاه هرچه دلشان می خواست می گفتند.
ادامه مطلبوقتی این ابیات را خواندم دیدم شهریار از من خواسته که او را معمم کنم و به پوشیدن لباس روحانی مفتخر سازم. می دانستم در حوزه درس خوانده است.
ادامه مطلبیک روز رفتم از زندان تبریز بازدید کنم، دیدم یک مسجد بزرگ را اختصاص به زندانیان روحانی قرار داده اند. داخل آن، مملو از عمامه به سرهای بود.
ادامه مطلبگفتم: بنده را امام بسوى شما فرستاده تا از شما در دفاع از آرمان های امام و انقلاب بیعت بگیرم. در این هنگام نمازگزاران فریاد زدند: ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند.
ادامه مطلب