امید ملت عراق
در آن دوران در نجف، آیت الله العظمی خویی در مسجد الخضراء نماز می خواندند. من خودم در این مسجد حضور داشتم که بعد از نماز، یک نفر با صدای بلند اعلام کرد که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی پیروز شد و همه تکبیر گفتند.
ادامه مطلبدر آن دوران در نجف، آیت الله العظمی خویی در مسجد الخضراء نماز می خواندند. من خودم در این مسجد حضور داشتم که بعد از نماز، یک نفر با صدای بلند اعلام کرد که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی پیروز شد و همه تکبیر گفتند.
ادامه مطلبایشان بارها شهید محراب را تهدید کرد که در امر مرجعیت با من همراه شو و دست از خمینی بردار، در غیر این صورت من تو را با رسوایی از شهر بیرون میکنم!
ادامه مطلبدر رسیدگی به پروندهها ما شرح جرم و اظهارات دستگیرشدگان را به آقای اراکی میدادیم. البته در خلال این کار درباره دستگیرشدگان پیشنهادات و نظرات خودمان را نیز به آقای اراکی میدادیم.
ادامه مطلبدکتر صادقی از آیتالله خوئی خواست که از امام خبری بگیرد. طلبهها با شنیدن سخنان دکتر صادقی به گریه افتادند و آیتالله خوئی نیز تحت تأثیر قضای حاکم متأثر شد.
ادامه مطلبناگهان چشم امام به احمد آقا افتاد و او را صدا زد. احمد از جایش تکان نخورد. آقا با دیدن رنگ رخسار احمد از موضوع فوت حاج مصطفی مطلع شدند.
ادامه مطلبیک روز رفتم از زندان تبریز بازدید کنم، دیدم یک مسجد بزرگ را اختصاص به زندانیان روحانی قرار داده اند. داخل آن، مملو از عمامه به سرهای بود.
ادامه مطلب