مظلومیت قاضی
از آقای قاضی بدگویی می کردند؛ یعنی اول ایشان را فردی نعوذ بالله فاسق و جایز الغيبه قلمداد می نمودند. آنگاه هرچه دلشان می خواست می گفتند.
ادامه مطلباز آقای قاضی بدگویی می کردند؛ یعنی اول ایشان را فردی نعوذ بالله فاسق و جایز الغيبه قلمداد می نمودند. آنگاه هرچه دلشان می خواست می گفتند.
ادامه مطلبامام گفت: من نیازی به این کار نمی بینم، ولی اگر شما می خواهید اقداماتی کنید، مانعی ندارد. شما بدانید من به مرگ طبیعی خواهم مُرد. متحیر شدیم.
ادامه مطلبهمان قاضی شرع مورد اعتماد شما پيش من آمد و صريحاً گفت: آقای منتظری به من دروغ نسبت داده است، من اين گونه نگفتم. كه من به او گفتم: شما در مورد آقای منتظری چنين چيزی نگو، ممكن است ايشان اشتباه فهميده باشند.
ادامه مطلبآقای قاضی گفتند: این نظام، جمهوری اسلامی است، حاکمش یک مجتهد عادل و جامع الشرایط، مثل حضرت امام است و من آمادهام در خدمت ایشان باشم.
ادامه مطلبتبریز چند روز در اختیار خلق مسلمانها بود. آنها سعی میکردند جای استاندار و فرماندار را پیدا کنند؛ به همین دلیل ما دائم خانههایمان را عوض میکردیم.
ادامه مطلب