احضار سفیر شوروی
بولدیرفی که من به عنوان دیپلماتی ورزیده، سیاسی و خوش برخورد می شناختم، چنان منفعل شده بود که صورتش سرخ شده مدام عرق می ریخت.
ادامه مطلببولدیرفی که من به عنوان دیپلماتی ورزیده، سیاسی و خوش برخورد می شناختم، چنان منفعل شده بود که صورتش سرخ شده مدام عرق می ریخت.
ادامه مطلبموقع گفتگو متوجه شدم که روی میز آقای اجرتون یک زیرسیگاری است که در کف آن نوشته شده است «محمد رسول الله» گفتم: این کار شما توهین آمیز است.
ادامه مطلباعلام کردیم نه فقط مشروب نمی خوریم، بلکه در میهمانی ها شما هم نباید بخورید، چرا که ما اصلا سر میزی که مشروب سرو شود حضور نخواهیم یافت.
ادامه مطلبگفتیم: ما ایرانی هستیم. با این حرف او یک باره گفت: آهان! ایرانی. ایران، خمینی، اعدام. این کلمه آخر چنان روحم را آزرد که سابقه نداشت.
ادامه مطلبوزیر خارجه اتریش گفت: چرا قطب زاده اعدام شد؟ او از دوستان صمیمی من بود و من متأسفم که چنین حکومتی دارید. او خیلی غیر دیپلماتیک سخن گفت.
ادامه مطلبامام خمینی جمله معروفی داشتند که «صدام باید برود.» این مطلب یک سیاست کلی برای وزارت امور خارجه بود و ما نیز همین سیاست را دنبال می کردیم.
ادامه مطلبشهید رجایی گفت: اسم این جلسه را می گذاریم جلسه نق زن ها، برای اینکه شما باید در این جلسات دائم نق بزنید و به من تذکر بدهید.
ادامه مطلبپرسید: شما جلسات علنی مشروب نمی خورید یا در جلسات خصوصی هم مشروب نمی خورید؟ گفتم: ما نه علنی و نه خصوصی، مشروب نمی خوریم.
ادامه مطلبمهندس موسوی در واقع سخنانش را این گونه شـروع کرد: خوشحالم که آمریکایی نیستم، خوشحالم که در آمریکا به دنیا نیامده ام. من یک ایرانی ام و ...
ادامه مطلبموقع خروج از مسجد یکی از بچه ها برق را قطع کرد و مسجد تاریک شد و حاضران از فرصت استفاده کردند و شعارهای تندی علیه شاه و رژیم دادند.
ادامه مطلبگفت: اگر ما درخواست پناهندگی نداده بودیم، جرمی مرتکب نشده بودیم؛ اما با این اتفاقی که افتاده می دانیم که در ایران پدرمان را در خواهند آورد.
ادامه مطلببه طور کلی هر سفیر یا کارداری که به کشوری مأمور می شود جزء وظایف اصلی و طبیعی اش این است که شناختی دقیق نسبت به آن کشور به دست آورد.
ادامه مطلب