در رثای مطهر
ای مجاهد شهید مطهر. مرتضی را چو آیینه مظهر. ای شهید ره حکمت و علم. خون تو حافظ دین و دفتر. در عزای تو ای بحر تقوا. دیده در خون دل شد شناور
ادامه مطلبای مجاهد شهید مطهر. مرتضی را چو آیینه مظهر. ای شهید ره حکمت و علم. خون تو حافظ دین و دفتر. در عزای تو ای بحر تقوا. دیده در خون دل شد شناور
ادامه مطلباز صلابت ملت و ارتش و سپاه ما. جاودانه شد از فروغ سحر پگاه ما. صبح آرزو دمیده از کرانه ها. شاخه های زندگی زده جوانه ها. این پیروزی خجسته باد
ادامه مطلببرخیزید ای شهیدان راه خدا. ای کرده بهر احیای حق جان فدا. از قطره قطره خون پاک شما. میروید تا ابد در وطن لالهها
ادامه مطلبز ما تو را درود، ز ما تو را سلام. خمینی ای امام، خمینی ای امام
ادامه مطلبآقا آمدند جلو و سلام کردند. آمدم بلند شوم که دستشان را رو شانه بنده گذاشتند و گفتند: راحت باشید و بنشینید. بعد گفتند که: اجازه است ما شما را ببوسیم؟
ادامه مطلبآقای سبزواری باهوش و آیندهنگر بود. با همان تیزبینیاش، حساب کرده بود که اگر امام به کشور بیایند، اولین کاری که میکنند زیارت شهداست.
ادامه مطلبنسخهای که با عنوان «خمینی ای امام» پشت نوارهای سخنرانی امام آمد، کار یک جمع هفت هشت نفره بود. این نسخه در آرشیو تلویزیون هم نیست.
ادامه مطلبحمید سبزواری یک شعر درباره شهدای انقلاب سرودند و من بر اساس آن سرودی به نام «برخیزید ای شهیدان راه خدا» ساختم که اجرا شد.
ادامه مطلبصحبت از مسائل روز شد و اینکه چه طور شد که آزاد شدید؟ علی شریعتی گفت و من با دو گوش خودم شنیدم، گفت که: من را آزاد کردند تا بکُشند.
ادامه مطلببیشتر این سرودهای انقلابی که برای رزمندگان سرودم و مخصوصا این سرود «خجسته باد این پیروزی» اگر مایه ی ناباوری نباشد مثل این بود که به من الهام شد.
ادامه مطلببرای سالگرد شهادت شهید مطهری شعری سرودم. گفتم آقای راغب یک آهنگی به من بده. او با دهانش یک چیزی زمزمه کرد و من گفتم فردا شعرش را می آورم.
ادامه مطلبمن گاه گاهی هم یک شعرهایی آنجا برای بچهها میخواندم، شعرهای من هم همهی آنها حالت انقلابی داشت و به سختی با رژیم مخالف بود.
ادامه مطلب