محاکمه هویدا
هویدا تصور می کرد که ما او را به عنوان یک نفر بهایی و یا بابی محاکمه می کنیم. چند بار به وی تذکر دادم که این طور نیست. شاه هر چه بود؛ ولی بهایی نبود.
ادامه مطلبهویدا تصور می کرد که ما او را به عنوان یک نفر بهایی و یا بابی محاکمه می کنیم. چند بار به وی تذکر دادم که این طور نیست. شاه هر چه بود؛ ولی بهایی نبود.
ادامه مطلبامام اجازه نداده بود؛ اما آقای انواری به یاران گفته بود که: قتل منصور یک امر لازم است و اگر شما میخواهید، اقدام کنید. آنها هم رفتند و او را ترور کردند.
ادامه مطلبهویدا گفت: حضرت خلخالی! مـن نمی گویم مرا اعدام نکنید؛ ولی خواهش می کنم به مدت دو ماه اعدام مرا به تأخیر بیاندازید. دولت موقت به من وعده داده است.
ادامه مطلبجنازه هویدا را با طمطراق بـه اسرائيل بردند و تشییع جنازه کرده و آن را به الخلیل بردند و در قبرستان یهودی ها و در کنار قبر پدرش دفن نمودند.
ادامه مطلبلیبرالها از آمدن به مجلس خوداری کردند، ولی مجلس تشکیل شد. آنها قصد داشتند مجلس را از اکثریت بیاندازند تا نتواند به عدم کفایت سیاسی بنی صدر رأی بدهد.
ادامه مطلبآیتالله آقای حاج سید احمد خوانساری میخواست با فرزندش که در کار انقلاب کارشکنی میکرد، خدمت امام بیاید. آقای رفیق دوست مانع شد.
ادامه مطلب