دو دیدگاه
این ماجرا در آن دعوای قم مطرح شد که دنبال مال نباشید و فقط دنبال کارهای معنوی باشیم و انقلاب را از این جهت آلوده به مسائل مالی نکنیم.
ادامه مطلباین ماجرا در آن دعوای قم مطرح شد که دنبال مال نباشید و فقط دنبال کارهای معنوی باشیم و انقلاب را از این جهت آلوده به مسائل مالی نکنیم.
ادامه مطلبگفت: عزت تو سال گذشته دهان مرا سرویس کردی. آبرویم را بردی. حرف نزدی تا اینکه خودت هم به این وضع گرفتار شدی، می بینی اینها تو را می کشند.
ادامه مطلبگلسرخی شاعر و نویسنده روشنفکری بود و خیلی به اهل بیت ارادت داشت. در زندان به آنها «مارکسیستهای امام حسینی» میگفتیم.
ادامه مطلبمن که با پندار اعدام پای به اینجا گذاشته بودم کمی افکار خود را سامان دادم و بر خود مسلط شدم، فهمیدم که بازی دیگری را میخواهند سرم در بیاورند.
ادامه مطلبمرا خیلی شوک الکتریکی دادند. تمام بدن به رعشه در آمد. کسان دیگری که زندانی بودند را شکنجه میکردند و ما صدای شکنجه آنها را میشنیدیم.
ادامه مطلبدو برادر با هم در یک زندان و یک بند بودند. یکی مخالف مجاهدین و دیگری از موافقین سازمان. آنها با هم سلام و علیک نمیکردند، به خون هم تشنه بودند.
ادامه مطلبپس از اینکه برخی افراد گروه گلسرخی اطلاعات خود را لو دادند، گلسرخی را به اوین بردند و شکنجهاش کردند. بعد به خاطر دفاعیاتش در دادگاه اعدامش کردند.
ادامه مطلب