ناله شکنجه دیدگان
ناله و فریاد شکنجه شوندگان روزها گوشهایمان را میآزرد و در برخی شبها نیز تا صبح ادامه مییافت. روش شکنجه آنها هم حساب شده و دقیق بود.
ادامه مطلبناله و فریاد شکنجه شوندگان روزها گوشهایمان را میآزرد و در برخی شبها نیز تا صبح ادامه مییافت. روش شکنجه آنها هم حساب شده و دقیق بود.
ادامه مطلبخانمی آمد که بد حجاب بود. من به او اعتراض کردم. بازرگان خیلی عصبانی شد و به دکتر حائری که از نهضت آزادی و رفیق ما بود، گفت این ساواکی نباشد!؟
ادامه مطلبآنها اسم مرا حیوان وحشی گذاشته بودند. مرا لخت آویزان می کردند و گاهی بر آلت تناسلی ام شلاق می زدند که بر اثر همین ضربات باد کرده بود.
ادامه مطلبرژیم از خواندن نماز صبح زندانیان ممانعـت می کرد. یک روز شهید تندگویان قبل از بیدار باش برای نماز بیدار شد. او را به زیر هشت بردند و شکنجه اش کردند.
ادامه مطلبیک روز که در خانهشان بودم، مادرم به من گفت: اگر بار دیگر زندانی شوی، من خواهم مُرد! در آن روز کوشیدم به ایشان اطمینان خاطر بدهم.
ادامه مطلبدوستان رجوی می گفتند: اگر انقلاب پیروز شود حکومت آینده یک حکومت مذهبی به شکلی که شما آخوندها می گویید نیست. ما چنین حکومتی را قبول نداریم.
ادامه مطلبمیان من و سلول شهید رجایی، یک سلول فاصله بود. من با سلول مجاور به وسیلهی مورس حرف میزدم، پیام به سلول رجایی میرفت و پاسخ آن برمیگشت.
ادامه مطلبمن بعد از فوت مرحوم آیت الله بروجردی برای مرجعیت، نام احدی را به جز امام نیاوردم و گفتم: من غیر از امام کسی را نمی شناسم.
ادامه مطلبگفت: ایشان در سخنرانی مدرسه فیضیه، بر چه مبنایی به شاه گفت کاری نکن که این مردم بیرونت کنند. یک مرجع تقلید چگونه میتواند شاه را از کشور بیرون کند.
ادامه مطلبآقای مطهری گفت: ما با کمونیستها هدف مشترک نداریم. اگر الآن جهت گیریهای ما مشخص نشود، فردا که انقلاب پیروز بشود، اینها میگویند: حاجی انا شریک.
ادامه مطلبشيخ احمد کروبی و شیخ منتظری را هم به آنجا آوردند. روی من به سوی دیوار بود. وقتی آنها را دیدم با خود گفتم: وای، الآن همه چیز خراب می شود.
ادامه مطلب