احیای تفکر اسلامی
🔸 سلام بفرمایید.
🔹 حاج آقا مگر اسلام مرده است که برخی متفکران مسلمان از احیای آن سخن میگویند؟
🔸 منظور ایشان احیای تفکر اسلامی است، نه خود اسلام
🔹 چطور
🔸 آنها معتقدن شعائر اسلامی مانند بانگ اذان، برپایی نماز، روزه داری، پرداخت خمس و بسیاری از آداب و سنن اسلامی در میان مسلمین زنده است، اما روح اسلام در جوامع اسلامی مرده و نیاز به تجدید حیات دارد. تجدید حیات هم ممکن است، چون آنچه مرده است، خود اسلام نیست، بلکه برداشت و طرز تلقی مسلمین از اسلام است. علامه اقبال لاهوری از بزرگ پرچمداران این نهضت فکری به شمار میرود.
🔹 چه نتایجی بر این ادعا مترتب است؟
🔸 نتیجهاش این است که اسلام هم هست و هم نیست. هست اما بیخاصیت و بیاثر، اسلامی که دیگر قادر به زندگیسازی، ستمسوزی، حرکتآفرینی، حرارتبخشی، جنبشزایی، بصیرتافزایی و دارای قدرت برانگیزندگی نیست. مثل یک درخت پژمرده آفت زده است که سرِ پاست اما افسرده، بیرمق و ناتوان. و نیست چون از روح و معنا تهی شده است.
🔹 مصادیق این بحث کدام است؟
🔸 مانند تحقیر و خوار شمردن تاثیر عمل در سعادت انسان. وقتی تعلیم و تربیت اسلامی بر عنصر عمل تاکید دارد و سرنوشت انسان در گرو عمل اوست، پس باید تلاس و کوشش کرد که «وَ انْ لَیسَ لِلْانْسانِ الّا ما سَعی» یعنی برای بشر جز آنچه که کوشش کرده است نیست. اما همین اندیشه قرآنی و منطق عقلانی چنان استحاله شده و از حیز انتفاع ساقط شده است که ایمان جای عمل را گرفته است. میگویند اساس ایمان است، اگر ایمان درست بود، عمل اهمیتی ندارد و روشن است که اگر ملتی به عمل بیاعتنا باشد، چه بر سر آن ملت میآید.
🔹 یعنی مفاهیم دینی را از معنای حقیقیشان خارج کردند؟
🔸 هم خارج کردن و هم ضد معانی اصلی و اولیهاش را بر آنها بار کردند. مثلا معنای توکل، زهد و صبر را بر خلاف معنای حقیقیشان معنا و ترویج کردند که البته از این نمونهها بسیار است.
🔹 آیا ایران امروز نیز به این آفات مبتلاست؟
🔸 انقلاب اسلامی توانست به معنای حقیقی کلمه موجب احیای اندیشه دینی شده و کاروان بازگشت به خویشتن اسلامی را منزلها به جلو براند، اما هنور تا رسیدن به سر منزل مقصود راههای طولانی باید بپیماید.
🔹 ممنون حاج آقا











