اختلال در شناخت
🔸 سلام بفرمایید.
🔹 حاج آقا خداوند چگونه بر دلها مُهر میزند؟
🔸 خدای متعال بر دلها مُهر نمیزند، این انسانها هستند که به دلیل تعصب، لجاجت، اعمال زشت، گناهان مکرر و کفر خویش، حس تشخیص و قدرت درک حقایق را از دست میدهند. اعمال زشت و گناهان مستمر، ابزارهای شناخت انسان را دچار اختلال میکنند و مانع دیدن و شنیدن حقایق توسط چشم و گوش انسان شده و میان حقیقت و قوای ادراکی انسان پردهای حائل میکنند که خداوند از آن تعبیر به مُهر نهادن بر اعضای شناختی انسان میکند. در برخی از آیات قرآن کریم براى بیان سلب حس تشخیص و درک واقعى افراد، تعبیر به «ختم» شده است و احیانا تعبیر به طبع و رین.
🔹 قرآن کریم در این باره چه میفرماید؟
🔸 خدای متعال در آیه ۷ سوره بقره میفرماید: «خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡۖ وَعَلَىٰٓ أَبۡصَٰرِهِمۡ غِشَٰوَهࣱۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِیمࣱ» یعنی خداوند بر دلهاشان و بر گوشهاشان مُهر نهاده و بر دیدگانشان پردهاى است و آنها را عذابى است بزرگ
🔹 چرا عذاب بزرگ در انتظار این افراد است؟
🔸 چون چشمى که انسان با آن آیات خدا را مىبیند و گوشى که سخنان حق را با آن مىشنود و قلبى که حقایق را به وسیله آن درک مىکند، در آنها از کار افتاده است. عقل، چشم و گوش دارند، اما دیدن، شنیدن و درک حقایق به واسطه اعمال و کردار زشت از آنها سلب شده است. انسان تا مادامی که به این مرحله از نزول نرسیده باشد، قابل هدایت است، هرچند گمراه باشد، اما هنگامى که بر اثر کثرت گناه پردهای بر روی حس تشخیص و ابزارهای شناخت او کشیده شد، دیگر راه نجاتى برایش متصور نیست و عذاب الهی در انتظار اوست.
🔹 این حالت چگونه در انسان پدید میآید؟
🔸 این حالت عکسالعمل و بازتاب طبیعی اعمال خود انسان است. انسان اگر به کار خلاف و غلط خود ادامه دهد تدریجا با آن انس مىگیرد. نخست یک حالت است، سپس به عادت و نهایتا به ملکه تبدیل شده و جزء بافت جان و هویت انسان مىشود و به جایى مىرسد که بازگشت از آن ممکن نیست، چون انتخابش آگاهانه بوده و مسئول عواقب آن است. درست همانند کسى که آگاهانه چشم و گوش خود را کور و کر مىکند تا چیزى را نبیند و نشنود. اگر خداوند اینها را به خود نسبت داده، بدان جهت است که این خاصیت را در نهاد اینگونه اعمال قرار داده است، والا جبر و اجباری در کار نیست.
🔹 وقتی ابزارهای شناخت از کار افتاده باشد، هدایت چه فایدهای دارد؟
🔸 مجازات و کیفرهاى الهى رابطه مستقیمی با اعمال و رفتار انسان دارد، کسى را به صرف داشتن قلب سیاه یا افکار بد مجازات نمیکنند، بلکه لازم است ابتدا او را به سوى حق دعوت کنند، اگر تبعیت نکرد و ناپاکى درون را در عملش منعکس نمود، مستحق کیفر میشود. این همان اتمام حجت است. بنابراین مجازات باید پس از اقدام و عمل باشد، و صرف تصمیم، آمادگى، زمینههاى روحى و فکرى براى انجام عمل کافى نیست.
🔹 چگونه میتوان قلب را سالم نگاه داشت؟
🔸 قرآن کریم میفرماید: «کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ» یعنی چنین نیست، اعمال زشت آنها زنگار و لایه بر قلب آنها افکنده است. انسان برای اینکه قلب خود را از زنگارها مصون نگا دارد، باید مراقبت کند تا اولا گناه نکند و اگر گناهى مرتکب شد، بلافاصله آن را با آب توبه و عمل صالح بشوید تا مبادا به صورت رنگ ثابتى براى قلب او در آید و بر آن مهر نهد. امام باقر (ع) مىفرماید: هیچ بنده مؤمنى نیست مگر اینکه در قلب او یک نقطه (وسیع) سفید و درخشندهاى است، هنگامى که گناهى از او سر زند در میان آن منطقه سفید، نقطه سیاهى پیدا مىشود، اگر توبه کند آن سیاهى بر طرف مىگردد و اگر به گناهان ادامه دهد بر سیاهى افزوده مىشود، تا تمام سفیدى را بپوشاند، و هنگامى که سفیدى پوشانده شد، دیگر صاحب چنین دلى هرگز به خیر و سعادت باز نمىگردد، و این معنى گفتار خدا است که مىفرماید: «کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلىٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ»
🔹 ممنون حاج آقا
برداشتی از کتاب: تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۸۲، تالیف: آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
بازدیدها: ۱











