پیش از پیروزی انقلاب، استقلالی در کشور وجود نداشت. خاطرهای نقل میکنم: وزیر یکی از وزارتخانهها از وزارت راه و شهرسازی درخواست کرد تعدادی از منازل سازمانی ساختهشده را به آن وزارتخانه واگذار کنند. وقتی پیگیری شد، پاسخ دادند: «از سفارت آمریکا سؤال کردهایم و آنها گفتهاند مانعی ندارد.» یعنی حتی برای واگذاری چند منزل، باید سفارت آمریکا اجازه میداد. بنابراین کشور هیچگونه استقلالی نداشت؛ حتی شاه هم استقلال نداشت. اما امروز دیگر نه آمریکایی در کشور حضور دارد، نه کارشناس آمریکایی، و هم مردم و هم مسئولان صاحب استقلالاند. این یکی از مهمترین تفاوتها و ثمرات انقلاب است.
دستاوردهای انقلاب فراوان است. نکتهای که باید توجه داشت این است که نسلهای جدید، مانند دهه هفتادیها و دهه هشتادیها، شرایط قبل از انقلاب را ندیدهاند و از آن بیاطلاعاند.
… در زمان شاه ۶۵ هزار کارشناس آمریکایی در ایران حضور داشتند. حتی در حقوقشان آیتمی به نام «حق توحش» اضافه میشد. یا خاطرهای از هویدا وجود دارد: در سفری به اصفهان وارد یک چلوکبابی شد؛ صاحب رستوران به او گفت برنج، روغن و بسیاری دیگر از مواد اولیه همه وارداتی است و ما هیچ تولید داخلی نداریم. خود هویدا نیز اعتراف کرد که تولید گندم ایران تنها برای مصرف یک ماه کفایت میکند و بقیه باید وارد شود.
اما امروز شرایط تغییر کرده است. اکنون از ۱۲ میلیون تن گندم مورد نیاز کشور، ۱۰ میلیون تن در داخل تولید میشود و تنها بخش اندکی وارد میشود. همینطور در سایر حوزهها نیز تغییرات گستردهای رخ داده است.
با این وجود، نسلهای جدید کمتر با این واقعیتها آشنا هستند، زیرا نظام به اندازه کافی تبلیغ و اطلاعرسانی نکرده که چه بوده و چه شده است. در واقع، تبلیغات متناسب با این تغییرات و دستاوردها نبوده است.












