گرانبهاترین ثروت ایران
یک خلبان بویینگ از جانب همکارانش می گفت: گرانبهاترین ثروتی که ایران از قرن ها پیش تا کنون داشته در فرانسه پیش شماست. خوب نگاهداریش کنید.
ادامه مطلبیک خلبان بویینگ از جانب همکارانش می گفت: گرانبهاترین ثروتی که ایران از قرن ها پیش تا کنون داشته در فرانسه پیش شماست. خوب نگاهداریش کنید.
ادامه مطلببیانیه تأسیس روزنامه رسالت را چهار فقیه مطرح یعنی آقایان آیت الله راستی کاشانی، آیتالله آذری قمی، آیتالله خزعلی و آیتالله شرعی امضا کردند.
ادامه مطلبسید مسعود تا از خواب بيدار شد، زد زير گريه. ساعت 2 نصف شب! گفتم: چِته؟! گفت: فردا صبح شهيد ميشوم. گفتم: اگر فردا شهيد شدي ما را هم دعا کن.
ادامه مطلببعد از آزادی مهدی بخارایی از زندان خیلی تلاش کردم او را برگردانم که برنگشت و نهایتاً اعدام شد. البته اعدامش بخاطر عقیدهاش نبود، به خاطر پرونده کثیفش بود.
ادامه مطلبگفت این را داریوش خان همایون داده است تا برای انتشار به مطبوعات بفرستید. باز کردم و دیدم مقالهای است به قلم شخصی به نام رشیدی مطلق.
ادامه مطلبمجاهدین گفتند «این صدای ساواک است که از حلقوم منتظری و طالقانی بیرون میآید.» اینها تا دیروز آقای طالقانی و آقای منتظری را پدر طالقانی میدانستند.
ادامه مطلبحضرت آقا به اهواز تشریف آوردند و به ستاد آمدند. من گزارشی را به عرض ایشان رساندم و گفتم: وضع اینطور است. بنیصدر به قول خود عمل نکرده است.
ادامه مطلبسران سه قوه به اتفاق احمدآقا و یک نفر دیگر به بخش خبر گفته بودند، مرگ بر شوروی را حذف کنید ولی مرگ بر آمریکا باشد. بخش خبر هم همین کار را کرد.
ادامه مطلبآیت الله خامنه ای با آغوش باز از من استقبال نمودند، همچنان که ایشان را در آغوش میکشیدم و میبوسیدم، احساس کردم که تمام دنیا را در آغوش کشیدم.
ادامه مطلبدر دوران مسئولیتم در صداوسیما، خانمی نزد من آمد و گفت: من ارمنی هستم و حجاب را قبول ندارم؛ چرا باید در صداوسیما حجاب داشته باشم؟
ادامه مطلبدر یکی از شهرهای آذربایجان یک روحانی مرتکب اشتباهی شده و در حق شخصی ظلم کرده بود که در پی شکایت آن شخص او را گرفته و زندانی کرده بودند.
ادامه مطلبآقای مدنی پا شد آنجا، آن کنج ایستاد و شروع کرد صحبت کردن و اشک از چشم های او روی محاسن شریفش همینطور جاری بود و حرف می زد.
ادامه مطلبامروز دیگر نه آمریکایی در کشور حضور دارد، نه کارشناس آمریکایی، و هم مردم و هم مسئولان صاحب استقلالاند. این یکی از مهمترین ثمرات انقلاب است.
ادامه مطلبپاسخ داد: حضرت زهرا بسیار بزرگوار و الگوی والایی هستند، اما ایشان متعلق به ۱۴۰۰ سال قبلاند و ما نمیتوانیم مانند ایشان باشیم؛ بنابراین الگوی من اوشین است.
ادامه مطلبوقتی به کلبه جلال رسیدیم، دیدیم که او را به سمت قبله خوابانده و روی او شمد کشیدهاند! میرزای توکلی هم بالای سر جنازه نشسته بود و زار میزد!
ادامه مطلبیک بار در پادگان اسلامآباد غرب، میزبانمان یک روحانی بود. خیلی از ما پذیرایی کرد و وقتی برنامه اجرا میکردیم، خودش هم نشست و گوش داد.
ادامه مطلبمسئول اردوگاه گفت: تو کی هستی، انت انسان، انت ملک، انت مجوس، تو کی هستی، انسانی، ملکی، مجوسی. من هر وقت آمدم تو مشغول نماز بودی.
ادامه مطلبیک روز برای ناهار پیش ایشان در آکسفورد رفتیم. ایشان اصرار داشت به من بقبولاند که ما برای پیشرفت اقتصادی و علمیمان چارهای جز سازش با آمریکا نداریم.
ادامه مطلبمأمور عراقی به اخوی میگوید چه گفتید؟ اخوی میفرمایند: گفتم سلامت شما. میگوید: شما اسیر مایید با ما میجنگید، شما دغدغه دومتان سلامت من است؟
ادامه مطلبدر جمهوری اسلامی، یک نفر مخالفت کرد، آن هم حضرت آقا بود. خیلی از مسئولین حتی آمدند ورود کردند و گفتند که برویم حضرت آقا را توجیه و قانع کنیم.
ادامه مطلبناگهان در مرکز فرماندهی، موشکی که بهسمت زمین و محدودۀ هدف شیرجه رفته بود به هدف خورد و فریاد اللّهاکبر توی بیسیمها پیچید.
ادامه مطلبشاید حدود 20 ساعت یا بیشتر، بنده با آقای هاشمی و باهنر و آقای شریعتی در تهران و در جلسات مستمر نشستیم و صحبت کردیم و طرحی برای حسینیه ریختیم.
ادامه مطلباوایل انقلاب، افراطیونی که عضو خانه کارگر بودند قصد شکستن شیشههای ساختمان اتاق ایران را داشتند. ما در آن زمان موافق قانون کار نبودیم.
ادامه مطلبگفت: من به تو فحش دادم. من هر کس آمد پای صندوق به تو رأی بدهد، او را زدم و به او اهانت کردم. هرچه از دهنم آمد به تو و افکار تو و امثال تو گفتم.
ادامه مطلباوائل سال ۱۳۵۹ بود که همه از کودتای نوژه حرف میزدن و میگفتن یه عده از نظامی ها قصد کودتا داشتن که خنثی شده و همه رو دستگیر کردن.
ادامه مطلبمعتقدم سروش حرفهایی میزند، درست است در بستر فرهنگ کار سیاسی میکند، اما معتقد بودم برای اینکه مشخص شود که کار سیاسی انجام میدهد، باید در بستر فرهنگ با او تعامل برقرار میکردیم.
ادامه مطلبگفتم: حیف جیب نداری وگرنه عکس امام را میدادم بگذاری جیبت، ببری. گفت: عکس امام را کسی در جیبش نمیگذارد، عکس امام را روی قلبم میگذارم.
ادامه مطلببه امام گفتم: ما نمیتوانیم نزد شما بیاییم و سئوالاتمان را بپرسیم. در داخل ایران به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام گفتند: آقای مطهری.
ادامه مطلبدر آن ماجرا هیچ کس به عنوان مرتد اعدام نشد؛ حتی رئیس کلّ تشکیلات مخفیِ حزب توده خود کیانوری و امثال او هم مدتی زندانی و بعد آزاد شدند.
ادامه مطلبگفتم: به نظر شما کدامیک از اینها رئیس جمهور خواهد شد. آیت اﷲ موسوی گفتند: از این دو نفر، هر کدام رئیس جمهور شوند، فاجعه است.
ادامه مطلب