گفت: حاج آقا حتی اگر خدا هم بیاید، او را نمیبخشیم! قاتل پسرم باید جلوی چشمان من اعدام شود، خودم میخواهم طناب دار را به گردنش بیندازم!
ادامه مطلبایست دادند فرار کرد. بچهها تیراندازی کردند. گلوله به مغزش خورد، دستش بیحس شد و نارنجکی از دستش افتاد، منفجر شد و حمید و رضا شهید شدند.
ادامه مطلبیاسر عرفات با همراهی ۵۹ نفر به ایران آمد و با رهبر انقلاب در مدرسه علوی دیدار کرد. بعد از دیدار با امام، در نخست وزیری با آقای مهندس بازرگان دیدار کردند.
ادامه مطلبسه نفر از حزباللهیها دو نفر از آنها را گرفته بودند. پرسیدم: چگونه دستگیرشان کردید؟ گفتند: اینقدر تیر زدند و ما سنگ زدیم تا تیرشان تمام شد و گرفتیم.
ادامه مطلبآیت الله گلپایگانی گفت: خداوند بعد از ۱۴ قرن از زمان پیامبر (ص) این لباس را به تن آیت الله خمینی دوخته است. هیچ کسی نمی تواند کار او را انجام بدهد.
ادامه مطلبآقای بهشتی، به امام گفت: اگر آقای اردبیلی همراه من نباشد، من آن مسئولیت را بر عهده نمیگیرم. کار قضائی، سخت است. من هم تجربه کافی ندارم.
ادامه مطلبآیتالله گیلانی وقتی از موضوع آگاه میشود از شدت ناراحتی نمیتواند روی صندلی بنشیند. بلند میشود، قدم میزند و مرتب استغفرالله میگوید.
ادامه مطلببه امام گفتم: اطلاعات الان هفت خط است. هفت تا گرایش سیاسی در آن است. فرمودند: من میدانم تو اگر باشی عمداً کار خلافی انجام نمیدهی.
ادامه مطلبدر همین پروژه طراحی و ساخت موشک ضدتانک، اولین نمونه آزمایشی ما هنگام تست در لانچر منفجر شد و این احتمال میرفت که پروژه متوقف شود.
ادامه مطلباعضای گروه های چپی گفتند اگر فلانی اجازه دهد ما کارخانه مشروب سازی پاکدیس را به آتش می کشیم. گفتم: نخیر، من چنين اجازه ای را نمی توانم بدهم.
ادامه مطلبشهید بهشتی گفتند: بگذار مردم همان طور که هستیم ما را ببینند. اگر ما به مردم یاد بدهیم که ما را همین طور که هستیم، بپذیرند ارتباط ما با مردم بهتر می شود.
ادامه مطلبیک ساواکی را دستگیر کرده بودند؛ اما او چنان با آیات قرآن و احادیث ائمه از خود دفاع می کرد که گویا مدت ها در حوزه علمیه تحصیل کرده بود.
ادامه مطلبآقای بهشتی گفته بودند: اختلافات ما با شما یک اختلافات صوری و سطحی نیست، بلکه اختلافات عمیق بوده و از اعتقادات اصولی سرچشمه می گیرد.
ادامه مطلبشهید بهشتی به ما گفتند: زمانی که محمد آقا را دیدم بغل باز کردم و او را در آغوش گرفتم و گفتم محمد آقا خوش آمدی!
ادامه مطلبحضرت امام پیش از انقلاب از من شناختی داشتند، زیرا از طرف انجمن مهندسان به قم برای دیدار ایشان رفته بودیم و فعالیت هایی را که تا آن زمان انجام داده بودم.
ادامه مطلبمحمد منتظری اعلامیه ای علیه آقای بهشتی نوشتند و ایشان را به راسپوتین تشبیه و به عنوان فردی خشن و طرفدار خشونت متهم کردند.
ادامه مطلبعده ای هم دنبال اینها می گشتند و قصد کشتنشان را داشتند که ما با بلندگو اعـلام کـردیـم که حضرت آیت الله طالقانی فرموده اند که با اینها کاری نداشته باشیم.
ادامه مطلبگفتند که: شیخ علی تهرانی در مشهد از آقای بهشتی انتقاد کرده بود که ایشان زندگی اشرافی دارد و زی طلبگی را رعایت نمیکند.
ادامه مطلبگفتم: بنده را امام بسوى شما فرستاده تا از شما در دفاع از آرمان های امام و انقلاب بیعت بگیرم. در این هنگام نمازگزاران فریاد زدند: ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند.
ادامه مطلبمهندس بازرگان در تمام مدت از دولت حقوق نگرفت و میگفت: فقط یک حقوق حق من است، آن هم حقوق بازنشستگی دانشگاه است.
ادامه مطلبمن خودم روی تخت شلاق خوابیدم، گفتم: تو را به امام زمان، بیا به من ده تا شلاق بزن، من قیامت طاقت ندارم. گفت: نمی زنم. گفتم: باید بزنی.
ادامه مطلبآیت الله محمدی گیلانی گفتند: حاج احمد آقای خمینی بود و از طرف امام پیام دادند که: این روزها که قضات عصبانی هستند قضاوت نکنند.
ادامه مطلب