اختلاف آراء فقهی
امام گفتند: خود شما به عنوان یک فقیه نظر فقهی خودتان در این مورد چیست؟ آقای امامی کاشانی نظر خود را گفت که با نظر امام مخالف بود.
ادامه مطلبامام گفتند: خود شما به عنوان یک فقیه نظر فقهی خودتان در این مورد چیست؟ آقای امامی کاشانی نظر خود را گفت که با نظر امام مخالف بود.
ادامه مطلبوقتی امام تبعید شد، به تدریج اساتید از صحنه مبارزه دور شدند و به درس و بحث طلبگی پرداختند. تنها عدهای از خواص شاگردان امام در میدان مبارزه ماندند.
ادامه مطلبشورای انقلاب تصویب کرد که مسوولان نظام گذشته حق ندارند از مزایا برخوردار شوند، با وجود این قاضی دستور به پرداخت حقوق بازنشستگی محمدامین ریاحی داد.
ادامه مطلبدر مسجد جامع ورامين، منافقين به بهشتی اهانت کردند، مردم در صدد برآمدند به آنها حمله کنند، ولی بهشتی مانع شد. جلسه را آرام کرد و به سخنرانی ادامه داد.
ادامه مطلبگفتم: زبان عربی زبان اسلام است. چرا زبان عربی را ترویج نمیکنید؟ چرا در کشورهای عربی تاریخ مسیحی رواج دارد و از تاریخ اسلامی کمتر استفاده میشود؟
ادامه مطلبپس از انتشار خبر شهادت آیت الله سعیدی، حوزه علمیه را غباری از اندوه فرا گرفت. هیچ کس جرأت نفس کشیدن نداشت. شکنجههای ساواک به اوج رسیده بود.
ادامه مطلبامام فرمود: به نظر من آقای بنی صدر برای این سخنرانی مناسب است و از او دعوت کنید، منتها قبل از سخنرانی من می خواهم چند دقیقه ای او را ببینم.
ادامه مطلبآقای هاشمی نامه را خواند با شنيدن نامه عاطفی، اندوهبار و قاطع امام كه از عمق جانش نشأت میگرفت حالتی وحشتناك و غيرقابل توصيف بر جانم عارض شد.
ادامه مطلبیک نفر از طرف آقای خلخالی آمد که حکمی دستش بود. محتوای آن این بود که این آقا مامورند که تمام اموال یکی از خانها و اربابهای شهر کُرد را توقیف کند.
ادامه مطلبپس از پیروزی بار دیگر مساله تاسیس حزب را برادرمان آقای رفسنجانی با امام مطرح کردند و نظر ایشان را جویا شدند و ایشان نظر مساعد و موافق دادند.
ادامه مطلبامام با مشاهده وضعیت مهندس میثمی، برخوردشان با او بسیار عاطفی بود. مهندس میثمی درباره نظریه ملاصدرا و حرکت جوهری برای امام توضیحاتی داد.
ادامه مطلبدو برادر با هم در یک زندان و یک بند بودند. یکی مخالف مجاهدین و دیگری از موافقین سازمان. آنها با هم سلام و علیک نمیکردند، به خون هم تشنه بودند.
ادامه مطلبگفت: ایشان در سخنرانی مدرسه فیضیه، بر چه مبنایی به شاه گفت کاری نکن که این مردم بیرونت کنند. یک مرجع تقلید چگونه میتواند شاه را از کشور بیرون کند.
ادامه مطلبگفتند: حاج احمد آقا از یک روحانی شکایت کرده و او را بازداشت کردهاند. گفتم: راهش این بود که میگفتید از تهران خارج نشود و هر وقت خواستید بیاید. گفتند ...
ادامه مطلبامام گفت: من لنین نیستم که استالین یک روزنامه مخصوص او چاپ می کرد و می گذاشت جلویش و در سراسر شوروی روزنامه دیگری را منتشر می ساخت.
ادامه مطلبامام فرمودند بگویید حاج محسـن بیاید. رفتم، امام پرسیدند: شما چرا از افرادی که می خواهند به سپاه بیایند می پرسید از کی تقلید می کنید؟ به شما چه مربوط است.
ادامه مطلبصحبت از مسائل روز شد و اینکه چه طور شد که آزاد شدید؟ علی شریعتی گفت و من با دو گوش خودم شنیدم، گفت که: من را آزاد کردند تا بکُشند.
ادامه مطلبامام گفت: آقای مطهری که کتاب حجاب را نوشت، بعضی از آقایان نامه نوشتند که با انتشار این کتاب در محله ما دختران چادرهایشان را برداشتند.
ادامه مطلببهلول منبر رفت و روضه خواند و همه را به گریه انداخت! همیشه میگفت: کاری را که ما شروع کردهایم، این سید تمام خواهد کرد!.
ادامه مطلبشهید نوری هنوز زنده بود و ناله می کرد. گفت: شاهسون سوختم! خلاصم کن! به من کمک کن! دوستانم، همکارانم جلوی چشمم تکه و پاره شدند.
ادامه مطلبپرسید: شما جلسات علنی مشروب نمی خورید یا در جلسات خصوصی هم مشروب نمی خورید؟ گفتم: ما نه علنی و نه خصوصی، مشروب نمی خوریم.
ادامه مطلبآنجا رأی اکثریت حمله ایران بود، اما در کمیته سیاست خارجی دبیرخانه شورای امنیت جمع بندی ما این بود که نباید وارد خاک افغانستان شویم.
ادامه مطلبمنظره این فاجعه بسیار تأثرانگیز و رقت آور بود. بر اساس گزارش ستاد نماز جمعه تهران قطعات بدن شهدا روی درختان اطراف محوطه پخش شده بود.
ادامه مطلبامام گفت: شما اعلامیه ای راجع به اسرائیل دادی و در آن از اصطلاح «اسرائیل جنایتکار» استفاده کرده اید. بیانیه وزارت امور خارجه نباید این طور باشد.
ادامه مطلبیک بار که یکی از آنها بهوش آمده بود، تقی اتو را به کمر او گذاشت و در حالی که اتو داغ شده بود، بدن آنها را سوزاند.
ادامه مطلبمهندس موسوی در واقع سخنانش را این گونه شـروع کرد: خوشحالم که آمریکایی نیستم، خوشحالم که در آمریکا به دنیا نیامده ام. من یک ایرانی ام و ...
ادامه مطلبگفتم: عجیب است، اینها همه یک اقلیت مذهبی هستند و همه خارج از کشور می روند. یکی دو روزی بود که مسافران خارج از کشور بیشتر یهودی بودند.
ادامه مطلبموقع خروج از مسجد یکی از بچه ها برق را قطع کرد و مسجد تاریک شد و حاضران از فرصت استفاده کردند و شعارهای تندی علیه شاه و رژیم دادند.
ادامه مطلبگفت: اگر ما درخواست پناهندگی نداده بودیم، جرمی مرتکب نشده بودیم؛ اما با این اتفاقی که افتاده می دانیم که در ایران پدرمان را در خواهند آورد.
ادامه مطلبهادی غفاری جلو قرار گرفت. این سفیر هم بغل دست من ایستاد. از حرکاتش کاملا مشخص بود که در همه عمرش دو رکعت نماز نخوانده است.
ادامه مطلب