فرار به عراق
دوستان خواستار هجرت من به عراق شدند. علی الخصوص آقای هاشمی از زندان پیغام دادند که به فلانی بگویید به هر قیمتی که هست از ایران فرار کند.
ادامه مطلبدوستان خواستار هجرت من به عراق شدند. علی الخصوص آقای هاشمی از زندان پیغام دادند که به فلانی بگویید به هر قیمتی که هست از ایران فرار کند.
ادامه مطلبمرا خیلی شوک الکتریکی دادند. تمام بدن به رعشه در آمد. کسان دیگری که زندانی بودند را شکنجه میکردند و ما صدای شکنجه آنها را میشنیدیم.
ادامه مطلبوقتی خبر اعدام طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی توسط روزنامهها به قم رسید که آن را با حروف درشت چاپ کرده بودند، همه متأثر شدیم.
ادامه مطلبپس از انتشار خبر شهادت آیت الله سعیدی، حوزه علمیه را غباری از اندوه فرا گرفت. هیچ کس جرأت نفس کشیدن نداشت. شکنجههای ساواک به اوج رسیده بود.
ادامه مطلبشيخ احمد کروبی و شیخ منتظری را هم به آنجا آوردند. روی من به سوی دیوار بود. وقتی آنها را دیدم با خود گفتم: وای، الآن همه چیز خراب می شود.
ادامه مطلبیک ساواکی را دستگیر کرده بودند؛ اما او چنان با آیات قرآن و احادیث ائمه از خود دفاع می کرد که گویا مدت ها در حوزه علمیه تحصیل کرده بود.
ادامه مطلبوقتی دیدم که ساواک من را شناسایی کرده تصمیم گرفتم فعالیتهای خود را علنی کنم. دیگر علنی بین دانشجویان سخنرانی میکردم.
ادامه مطلب