بخارایی از منافقین بود.
بعد از آزادی مهدی بخارایی از زندان خیلی تلاش کردم او را برگردانم که برنگشت و نهایتاً اعدام شد. البته اعدامش بخاطر عقیدهاش نبود، به خاطر پرونده کثیفش بود.
ادامه مطلببعد از آزادی مهدی بخارایی از زندان خیلی تلاش کردم او را برگردانم که برنگشت و نهایتاً اعدام شد. البته اعدامش بخاطر عقیدهاش نبود، به خاطر پرونده کثیفش بود.
ادامه مطلبانقلاب هرگز با یهودیت به ضدّیت برنخاست. آیتالله خمینی با رهبران جامعه یهودی دیدار کرد و ضمن صدور یک فتوا خواهان خوشرفتاری با آنان شد.
ادامه مطلبآقای هاشمی آن را مطرح کردند؛ اما با اکثریت قاطعی رد شد! با اینکه ایشان هم گفتند که این نظر امام است، اما فقط عدهی معدودی به آن رأی دادند!
ادامه مطلبآقای خامنهای هم که زیرک؛ حدود ۱۰ متر مانده بود به من برسد، مرا هم همه میدیدند، عصایشان را بلند کردند و گفتند: ببین آقای باهنر! من جزو احسنتیها بودم؛ جزو نه احسنتیها نبودم. یادت باشد.
ادامه مطلبپنجاه میلیون تومان بودجه تنخواه گردان در اختیار اعضای شورای انقلاب فرهنگی گذاشته بودند و از من خواستند که حساب باز کنم تا آن پول را در آن بریزند.
ادامه مطلبابتدا جز آنکه به همراه مردم بگریم چه کاری می توانستم بكنم. ولی توجه داشتم که من برای گریه به آنجا نرفته بودم. خوب شد که مثل آنها شیون به راه نینداختم.
ادامه مطلبگفت: ما با یک شرط جواب شما را چاپ می کنیم. شما باید در همین مجلس از آقای بازرگان عذرخواهی کنی. گفتم: احترام شما برای آزادی قلم همین حد است.
ادامه مطلبرجایی به طرف مهندس بازرگان رفت و او را در بستر بیماری بوسید. گفت: حالا با ماشین از اتوبان که می آمدم، یاد روزهای تشکیل نهضت آزادی افتادم.
ادامه مطلبکارگردان برزخی ها ایرج قادری بود. داستانش این بود که یک عده ضد انقلاب که توطئه می کردند، به دلیل شروع جنگ از آن برزخ به سمت انقلاب برگشتند.
ادامه مطلبنیروی انتظامی از پشت بام مردم، دیش های ماهواره را جمع می کرد. رهبری به من فرمودند: از قول من بگویید به هیچ وجه وارد خانه های مردم نشوند.
ادامه مطلبخداوند این توفیق را داد که این حرف امام پیاده شود، لذا به فکر تشکیل مرکز پژوهش ها افتادیم و این از باقیات و صالحات مجلس چهارم است.
ادامه مطلبگلوله از زیر گوش ایشان وارد شد و تمام فک و دندان ها را خٌرد کرد. زبان را به صورت طولی شکافت و از گونه دیگر بیرون آمد.
ادامه مطلبعصبانی شدم، رفتم پشت تریبون و خطاب به احمد آقا گفتم: این چه نوع برخوردی است که میکنید. علیه آقای بهشتی جوسازی میکنند و حرفی نمیزنید؟
ادامه مطلبمخالفانم نامه امام را مطرح کردند که تنها کسی که در دولت راجع به مسائل خارجی از جمله آمریکا، اسرائیل و فلسطین اظهار نظر می کند آقای محتشمی پور است.
ادامه مطلبپس از بازرسی معلوم شد که حرف آن زندانی درست بوده است. همان جا دستور داده شد با پزشک قانونی وقت و سایر دست اندرکاران این پرونده برخورد شود.
ادامه مطلبامام گفتند: از این غیبهایی که شما میگویید ما خبر نداریم. گفتم: ما باید روی مسائل مختلف دنیا حساب کنیم و مطابق منافعمان حرکت کنیم.
ادامه مطلبشیخ علی تهرانی یک اعلامیه داده بود و گفته بود اینها ما را دعوت کردند، ولی من به آنها گفتم من نه این مجلس را قبول دارم و نه این حکومت را.
ادامه مطلبلاریجانی گفت: ببینید، شتر خوابیده، از خر بلندتر است! ما آنقدر عصبانی شدیم که جلسه را به اعتراض ترک کردیم. بعد نشستیم کمی شوخی کردیم.
ادامه مطلبدر جلسه شورای معاونان وزارت امور خارجه، آقای ولایتی گفت: از دادستانی کل تماس گرفته و گفتهاند تقی محمدی در زندان خودکُشی کرده است.
ادامه مطلبآن زمان در حفاظت اطلاعات سپاه عدهای طرفدار مجاهدین انقلاب، عده ای شاخه آیتالله راستی کاشانی، یک عده بچههای فجر اسلام و یک عده هم مستقل بودند.
ادامه مطلبشهيد باهنر مقداری صحبت کرد و گفت: ما در شرايط جنگ قرار داريم و بايد بپذيری و نایب رئيسی مجلس را كنار بگذاری. من گفتم: متأسفانه نمی توانم بپذيرم.
ادامه مطلباز امام سئوال برادر مصری را پرسیدم. امام گفت: اگر جنابعالی و یا آن آقایان زن شاه را مفسده می دانند، تقصیر بچه ها چیست؟ حتماً بگوئید که به این کار دست نزنند.
ادامه مطلبلیبرالها از آمدن به مجلس خوداری کردند، ولی مجلس تشکیل شد. آنها قصد داشتند مجلس را از اکثریت بیاندازند تا نتواند به عدم کفایت سیاسی بنی صدر رأی بدهد.
ادامه مطلبزمانی که دوره تصدی ایشان به پایان رسید، مرا در مجلس دید و گفت: به این نتیجه رسیدم که حرف شما درست بود. گفتم: چهار سال دیر متوجه شدی.
ادامه مطلب