مسجد یا دانشگاه؟
منافقینی که در همهجا بودند، پلاکاردهای بسیاری آوردهاند. آقای خامنه ای به من گفت: من که دیشب گفتم تحصن در مسجد باشد، میدانستم اینها اذیت میکنند.
ادامه مطلبمنافقینی که در همهجا بودند، پلاکاردهای بسیاری آوردهاند. آقای خامنه ای به من گفت: من که دیشب گفتم تحصن در مسجد باشد، میدانستم اینها اذیت میکنند.
ادامه مطلبنیروهای دشمن تا نزدیکیهای اهواز جلو آمده بودند. شهرهای دیگر مثل شوش و دزفول و اندیمشک هم زیر آتش توپخانه دشمن قرار داشتند.
ادامه مطلبجنجالی تازه ای در تبریز به راه افتاد، سبب این جنجال مقاله ای بود به نام: بهانه ها را از دست خائنان باید گرفت، منتسب به آقای خلخالی بود.
ادامه مطلبتوهین شد که آخوند نباید باشد. خلاصه تقریباً پذیرفتند که دکتر حبیبی نمی تواند و بنی صدر یک شاخ گاوی است و کاریش هم نمی شود کرد و نفوذ دارد.
ادامه مطلبهویدا تصور می کرد که ما او را به عنوان یک نفر بهایی و یا بابی محاکمه می کنیم. چند بار به وی تذکر دادم که این طور نیست. شاه هر چه بود؛ ولی بهایی نبود.
ادامه مطلبآقای خلخالی تصمیم گرفت به جای چهار نفر، حکم اعدام هشت نفر را اجرا کند که امام به او پیام داد: در این صورت نفر ششمی که اعدام میشود خودتی!
ادامه مطلبامام اجازه نداده بود؛ اما آقای انواری به یاران گفته بود که: قتل منصور یک امر لازم است و اگر شما میخواهید، اقدام کنید. آنها هم رفتند و او را ترور کردند.
ادامه مطلبفردی که من او را به عنوان کاندیدای رهبری فردی معرفی کردم بعدا به یکی از مناصب مهم برگزیده شد و در طول ایام فهمیدم که من آن زمان اشتباه کردم.
ادامه مطلبمشغول تحقیق بودیم که آقای خلخالی وارد بندر عباس شد و برای آنها دادگاه تشکیل داد. بنده بعدها از این جهت ناراحت بودم که چرا در آن محاکمه حاضر شدم.
ادامه مطلبدیدم سه سلول است و در هر یک چند نفر از بازجوهای اداره سوم ساواک محبوس اند. آنها را بر خلاف قاعده زندان قصر خودسرانه به شدت کتک زده بودند.
ادامه مطلبهویدا گفت: حضرت خلخالی! مـن نمی گویم مرا اعدام نکنید؛ ولی خواهش می کنم به مدت دو ماه اعدام مرا به تأخیر بیاندازید. دولت موقت به من وعده داده است.
ادامه مطلبجنازه هویدا را با طمطراق بـه اسرائيل بردند و تشییع جنازه کرده و آن را به الخلیل بردند و در قبرستان یهودی ها و در کنار قبر پدرش دفن نمودند.
ادامه مطلبدیدم به این سادگیها نیست، منصرف شدیم. اما پس از مدتی مقبره رضاشاه با حضور آقای خلخالی تخریب شد و به جای آن یک حوزه علمیه ساخته شد.
ادامه مطلباز امام سئوال برادر مصری را پرسیدم. امام گفت: اگر جنابعالی و یا آن آقایان زن شاه را مفسده می دانند، تقصیر بچه ها چیست؟ حتماً بگوئید که به این کار دست نزنند.
ادامه مطلبآقای دعایی با صدای نهضت روحانیت در ایران به مبارزه ادامه داد و گاهی هم ما را نوازش میداد که با نوشتن چند مقاله نمیتوان مبارزه را ادامه داد!
ادامه مطلبیک نفر از طرف آقای خلخالی آمد که حکمی دستش بود. محتوای آن این بود که این آقا مامورند که تمام اموال یکی از خانها و اربابهای شهر کُرد را توقیف کند.
ادامه مطلبلیبرالها از آمدن به مجلس خوداری کردند، ولی مجلس تشکیل شد. آنها قصد داشتند مجلس را از اکثریت بیاندازند تا نتواند به عدم کفایت سیاسی بنی صدر رأی بدهد.
ادامه مطلبآیتالله آقای حاج سید احمد خوانساری میخواست با فرزندش که در کار انقلاب کارشکنی میکرد، خدمت امام بیاید. آقای رفیق دوست مانع شد.
ادامه مطلبآقای حبیبی می گفت: فمینیست تر از این انقلاب؟! که اولین رای مردمی را خانم ها دارند می دهند.
ادامه مطلبفاجعه مدرسه فيضيه روز بعد نيز تكرار شد و هدف آنان به خيال خودشان، مرعوب كردن مراجع و علما بود. ولی با اعلاميه مرحوم امام، آبروی شاه و دولتيان رفت.
ادامه مطلبعده ای هم دنبال اینها می گشتند و قصد کشتنشان را داشتند که ما با بلندگو اعـلام کـردیـم که حضرت آیت الله طالقانی فرموده اند که با اینها کاری نداشته باشیم.
ادامه مطلب