قهر و آشتی
امام فرمودند: من به اسم حاضر نیستم از هیچ کـس نـام ببـرم و به صورت کلی شکنجه ها و بیدادگری های رژیم شاه را محکوم می کنم.
ادامه مطلبامام فرمودند: من به اسم حاضر نیستم از هیچ کـس نـام ببـرم و به صورت کلی شکنجه ها و بیدادگری های رژیم شاه را محکوم می کنم.
ادامه مطلبامام گفت: من نیازی به این کار نمی بینم، ولی اگر شما می خواهید اقداماتی کنید، مانعی ندارد. شما بدانید من به مرگ طبیعی خواهم مُرد. متحیر شدیم.
ادامه مطلبنیروهای اعزامی از سپاه تهران، بعضاً بچه های بی منطق، خشن و بد برخوردی بودند و پوشششان، شبیه الگوهای نخ نما شده چپ چریکی بود.
ادامه مطلبگفتند سعودیها برای ترویج وهابیت به منتظری، مشکینی و مطهری پول دادند. بهشتی هم مأموریت دارد. اینها میخواهند اشهد ان علياً ولی الله را حذف کنند.
ادامه مطلببا ورود هیأت به سنندج آشوب کم شد و شهر آرام گرفت. ما در محیطی نسبتا آرام توانستیم با مردم، گروه ها و رهبران برجسته منطقه ارتباط برقرار سازیم.
ادامه مطلبدر رسیدگی به پروندهها ما شرح جرم و اظهارات دستگیرشدگان را به آقای اراکی میدادیم. البته در خلال این کار درباره دستگیرشدگان پیشنهادات و نظرات خودمان را نیز به آقای اراکی میدادیم.
ادامه مطلبای مجاهد شهید مطهر. مرتضی را چو آیینه مظهر. ای شهید ره حکمت و علم. خون تو حافظ دین و دفتر. در عزای تو ای بحر تقوا. دیده در خون دل شد شناور
ادامه مطلبمطهری میگفت: تا وضع حوزه و دروس حوزه و راه و روش روحانیت این است، کار نهضت ما به جایی نمیرسد و اگر رسید چون اساس، محکم نیست، فرو میریزد.
ادامه مطلبقبر شهید مطهری دو طبقه است، پیشنهاد شد که شهید مفتح در طبقه دوم آن دفن شود. نهایتا ایشان و دو محافظش را در حجره 23 حرم مطهر دفن کنیم.
ادامه مطلبدر قضیه فرقان در حداقل ممکن اعدام صورت گرفت. مقوله فرقان به راحتی ریشهکن شد. برخی کسانی که اعدام شدند در پایان زندگیشان تائب بودند.
ادامه مطلباتومبیل شهید مطهری در ترافیک مانده بود. همین که جوانها او را دیدند با لبخندی معنیدار به وی نگاه کردند و او را به یکدیگر نشان دادند.
ادامه مطلبگفتم امام عسگری (ع) به یکی از اصحاب خود دستور داد که با ساطور یک شرور خطرناک را به قتل برساند. لذا آن منبر به منبر ساطوریه معروف شد.
ادامه مطلبضارب شهید مطهری گفت: چون استاد دانشگاه تهران بود و زبان انگليسی نمی دانست، معلوم می شود كه خود رژيم او را عضو هيأت علمی كرده است.
ادامه مطلبکیانوری گفت: حزب تخلفات عظیمی مرتکب شده که مهمترین آنها جمع آوری اطلاعات جاسوسی برای شوروی است. حزب توده مقصر است.
ادامه مطلبگفتند: وکیل یهودی می گوید اگر دین ما نتواند امروز در جهان پاسخگو باشد تقصیر شما خاخام ها و روحانیون دینی است، چرا مثل شیعه اجتهاد ندارید؟
ادامه مطلبفوت سه نفر از سران انقلاب که ناگهانی از دنیا رفتند و شهید شدند، خیلی مرا متأثر کرد. من برای هر سه شاید چند روز مستمرا گریه میکردم.
ادامه مطلبمهندس سحابی پدر به ما گفت: چیزی شبیه «سازمان اقتصاد اسلامی» راه اندازی کنید و همان کارها را هم انجام دهید؛ ولی عنوان بانک روی آن نگذارید.
ادامه مطلبگفت: ما عدالت را هم در سایه خدا می خواهیم، اگر بنا باشد خدایی نباشد، نام خدا و خداپرستی نباشد ما از آن عدالت بیزاریم.
ادامه مطلبدوستان خواستار هجرت من به عراق شدند. علی الخصوص آقای هاشمی از زندان پیغام دادند که به فلانی بگویید به هر قیمتی که هست از ایران فرار کند.
ادامه مطلبپس از انتشار خبر شهادت آیت الله سعیدی، حوزه علمیه را غباری از اندوه فرا گرفت. هیچ کس جرأت نفس کشیدن نداشت. شکنجههای ساواک به اوج رسیده بود.
ادامه مطلبامام گفت: آقای مطهری که کتاب حجاب را نوشت، بعضی از آقایان نامه نوشتند که با انتشار این کتاب در محله ما دختران چادرهایشان را برداشتند.
ادامه مطلبامام فرمودند: آن موقع اگر حزب تشکیل میدادید، رژیم شما را پیدا میکرد و همه افراد را میبرد و ضربه میزد، ولی حالا خطری ندارد، بروید حزب تشکیل بدهید.
ادامه مطلبامام در یک برخورد تاریخی گفتند که: من تأیید نمیتوانم بکنم، شما معتقد به مبارزه مسلحانه هستید، الان وقتش نیست، پیروز نخواهید شد.
ادامه مطلبسید تقوی آزاد شد. هاشمی تمام لباسهایش را که زنش آورده بود و فاستونی خیلی عالی بود، همه را به تقوی داد. فقط عمامه سیاه نداشت بدهد. خیلی شیک رفت.
ادامه مطلبشهید مطهری به احمدآقا پیغام داده بود که به امام بگویید اگر با این برنامه موافقت کردید من دیگر با شما کاری ندارم و البته امام نظر شهید مطهری را پذیرفت.
ادامه مطلبمجاهدین، شریعتی را خائن می دانستند. می گفتند: او خرده بورژوای سازشکار است. وگرنه چه دلیلی دارد که مقاله ضد کمونیستی او را در کیهان چاپ کنند.
ادامه مطلبواقعا منقلبم کرد و خدا را شکر کردم که در حساسترین شرایط و اول انقلاب که افراد نوعا تند و تیز بودند تحت تاثیر احساسات عمل نمیکردم.
ادامه مطلبآقای مطهری گفت: ما با کمونیستها هدف مشترک نداریم. اگر الآن جهت گیریهای ما مشخص نشود، فردا که انقلاب پیروز بشود، اینها میگویند: حاجی انا شریک.
ادامه مطلبگفت: من پدرانم یهودی بودند و خودم مسلمان شدم. گفته بود: سرّ این را به من بگو که چرا تو مسلمان تر از من شدی؟ مردک دیده بود لو رفته فرار کرده بود.
ادامه مطلبگودرزی یک کشیده بیشتر نخورد و همان ابتدای کار از مسیر بازداشت تا زندان اعتراف کرد. بچههای گروه فرقان هم به توصیه گودرزی کم کم اطلاعات دادند.
ادامه مطلب