اعزام به تبریز
در یکی از شهرهای آذربایجان یک روحانی مرتکب اشتباهی شده و در حق شخصی ظلم کرده بود که در پی شکایت آن شخص او را گرفته و زندانی کرده بودند.
ادامه مطلبدر یکی از شهرهای آذربایجان یک روحانی مرتکب اشتباهی شده و در حق شخصی ظلم کرده بود که در پی شکایت آن شخص او را گرفته و زندانی کرده بودند.
ادامه مطلباین سد با ارتفاع ۳۷ متر از پی، طول تاج ۸۳۴ متر، حجم بدنه ۲.۱ میلیون متر مکعب و حجم مخزن ۶۲ میلیون مترمکعب دارای ۲ واحد نیروگاهی ۴۰ مگاواتی است.
ادامه مطلبتراکتور شالیزار با وزن سبک و توان 45 اسب بخار برای کار در مزارع شالی است. ایران پس از آمریکا، ژاپن، کره، هند و چین، ششمین تولید کننده آن در جهان است.
ادامه مطلبامام گفتند: من اول شما را امتحان میکنم. گفتند: امتحان کنید. امام گفتند: سه موضوع هست، به امام زمان (عج) بگویید اینها را حل کنند.
ادامه مطلبامام دستور قاطعی داد که هر کس حجاب را نمی خواهد حسابش را تصفیه کنید، باز خرید کنید برود. تعدادی از خانم ها پذیرفتند و رفتند.
ادامه مطلبگفت: دستور داده بر ضد تظاهر کنندگان تیراندازی کردند و چند نفر از آنها کشته و شهید شدند. گفتم: حتما می دانید این به دستور شخصی او بوده؟
ادامه مطلباز آقای قاضی بدگویی می کردند؛ یعنی اول ایشان را فردی نعوذ بالله فاسق و جایز الغيبه قلمداد می نمودند. آنگاه هرچه دلشان می خواست می گفتند.
ادامه مطلبگفت: ما با یک شرط جواب شما را چاپ می کنیم. شما باید در همین مجلس از آقای بازرگان عذرخواهی کنی. گفتم: احترام شما برای آزادی قلم همین حد است.
ادامه مطلبوقتی این ابیات را خواندم دیدم شهریار از من خواسته که او را معمم کنم و به پوشیدن لباس روحانی مفتخر سازم. می دانستم در حوزه درس خوانده است.
ادامه مطلبآقای قاضی گفتند: این نظام، جمهوری اسلامی است، حاکمش یک مجتهد عادل و جامع الشرایط، مثل حضرت امام است و من آمادهام در خدمت ایشان باشم.
ادامه مطلببالای سرش بودیم که ناگهان فریاد زد: آهای جن آمد، جن آمد. به شوخی گفتم: نترس جن نیست، آقای حسنی است. همه خندیدند. او را برداشتند به بازداشتگاه ببرند.
ادامه مطلبیک روز رفتم از زندان تبریز بازدید کنم، دیدم یک مسجد بزرگ را اختصاص به زندانیان روحانی قرار داده اند. داخل آن، مملو از عمامه به سرهای بود.
ادامه مطلبکشیش آرتونیان گفت: وقتی شنیدم شما شخصا از دادگاه انقلاب رفتید و برای قبرستان ارامنه محافظ گذاشتهاید و قبرها مرمت شده است، خوشحال شدیم.
ادامه مطلبگفتند: این هتلها متعلق به سرمایهدارهاست و ما میخواهیم در محل هتل برای قشر مستضعف جامعه بیمارستان بزنیم. اینها برای انقلاب خیل زحمت کشیدند.
ادامه مطلبآقا در کنار شهریار جلوس فرمودند و فرزندوار به استاد مهربانیها میکردند. غذا به بشقاب ایشان میکشیدند و نان و آب تعارف میکردند.
ادامه مطلبتبریز چند روز در اختیار خلق مسلمانها بود. آنها سعی میکردند جای استاندار و فرماندار را پیدا کنند؛ به همین دلیل ما دائم خانههایمان را عوض میکردیم.
ادامه مطلبگفتم: بنده را امام بسوى شما فرستاده تا از شما در دفاع از آرمان های امام و انقلاب بیعت بگیرم. در این هنگام نمازگزاران فریاد زدند: ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند.
ادامه مطلب