ماموریت کیانوری
کیانوری به من گفت: یک مأموریت برای تو دارم. گفت: یکی از افراد ساواکی متعلق به جریان ضدانقلاب هست که اینها میخواهند در نماز جمعه بمبگذاری کنند.
ادامه مطلبکیانوری به من گفت: یک مأموریت برای تو دارم. گفت: یکی از افراد ساواکی متعلق به جریان ضدانقلاب هست که اینها میخواهند در نماز جمعه بمبگذاری کنند.
ادامه مطلبشهيد باهنر مقداری صحبت کرد و گفت: ما در شرايط جنگ قرار داريم و بايد بپذيری و نایب رئيسی مجلس را كنار بگذاری. من گفتم: متأسفانه نمی توانم بپذيرم.
ادامه مطلبمن در اين باره با آقای بهشتی برخورد بدی داشتم. نوبت گرفتم و گفتم: من خيلی از اين صفای شما كه دارد در جای بدی به كار می رود، نگرانم.
ادامه مطلبمحل اقامت آقا در تالار آئینه آستان قدس بود. وانتباری را دنده عقب بردیم جلوی آسانسور. پتو هم انداخته و دو متکا هم گذاشته بودیم و گفتیم: آقا بفرمایید!
ادامه مطلب