مقاله احمد رشیدی مطلق
گفت این را داریوش خان همایون داده است تا برای انتشار به مطبوعات بفرستید. باز کردم و دیدم مقالهای است به قلم شخصی به نام رشیدی مطلق.
ادامه مطلبگفت این را داریوش خان همایون داده است تا برای انتشار به مطبوعات بفرستید. باز کردم و دیدم مقالهای است به قلم شخصی به نام رشیدی مطلق.
ادامه مطلبگفتم: به نظر شما کدامیک از اینها رئیس جمهور خواهد شد. آیت اﷲ موسوی گفتند: از این دو نفر، هر کدام رئیس جمهور شوند، فاجعه است.
ادامه مطلبجنجالی تازه ای در تبریز به راه افتاد، سبب این جنجال مقاله ای بود به نام: بهانه ها را از دست خائنان باید گرفت، منتسب به آقای خلخالی بود.
ادامه مطلبگفتم: بیا برویم وسایلمان را برداریم. الان هواپیما می نشیند. وقتی پلکان را گذاشتند، نمی گذاریم آقای خامنه ای پیاده بشوند و به ایران بر می گردیم.
ادامه مطلبیکی از زندانیان که روحانیون از نماز شب او تعریف می کردند یک دفعه مارکسیست شد و به همه چیز پشت کرد. روحانیون و مذهبی های داخل زندان هم ترسیدند.
ادامه مطلبامام گفت: من لنین نیستم که استالین یک روزنامه مخصوص او چاپ می کرد و می گذاشت جلویش و در سراسر شوروی روزنامه دیگری را منتشر می ساخت.
ادامه مطلبامام گفت: هر وقت تلویزیون را باز می کنم خودم را می بینم، چرا دیگران را پخش نمی کنید؟ گفتم: اگر شما را پخش نکنیم، مردم سیما را سرمان خراب می کنند.
ادامه مطلبامام فرمود: برو روزنامه اطلاعات و هر کاری که میتوانی بکن. به تو کسی نمیتواند تهمتی بزند. چیزی به تو نمیچسبد، برو و با قدرت کارت را بکن.
ادامه مطلبوقتی خدمت امام رسیدم و خواستم دست ایشان را ببوسم، در همان لحظه فرمودند: این حسام الدین امامی کیست؟ گفتم: مفسر سیاسی و مترجم است.
ادامه مطلب