آرامش بهشتی
ناگهان یک نفر از میان جمعیت بلند شد و حرفهای رکیکی به آیت الله بهشتی نسبت داد. بهشتی از مردم خواست او را آزاد بگذارند تا حرفش را بزند.
ادامه مطلبناگهان یک نفر از میان جمعیت بلند شد و حرفهای رکیکی به آیت الله بهشتی نسبت داد. بهشتی از مردم خواست او را آزاد بگذارند تا حرفش را بزند.
ادامه مطلبشهید بهشتی گفتند: بگذار مردم همان طور که هستیم ما را ببینند. اگر ما به مردم یاد بدهیم که ما را همین طور که هستیم، بپذیرند ارتباط ما با مردم بهتر می شود.
ادامه مطلبیک ساواکی را دستگیر کرده بودند؛ اما او چنان با آیات قرآن و احادیث ائمه از خود دفاع می کرد که گویا مدت ها در حوزه علمیه تحصیل کرده بود.
ادامه مطلبآقای بهشتی گفته بودند: اختلافات ما با شما یک اختلافات صوری و سطحی نیست، بلکه اختلافات عمیق بوده و از اعتقادات اصولی سرچشمه می گیرد.
ادامه مطلبحضرت امام پیش از انقلاب از من شناختی داشتند، زیرا از طرف انجمن مهندسان به قم برای دیدار ایشان رفته بودیم و فعالیت هایی را که تا آن زمان انجام داده بودم.
ادامه مطلبمحمد منتظری اعلامیه ای علیه آقای بهشتی نوشتند و ایشان را به راسپوتین تشبیه و به عنوان فردی خشن و طرفدار خشونت متهم کردند.
ادامه مطلبگفتند که: شیخ علی تهرانی در مشهد از آقای بهشتی انتقاد کرده بود که ایشان زندگی اشرافی دارد و زی طلبگی را رعایت نمیکند.
ادامه مطلبمهندس بازرگان در تمام مدت از دولت حقوق نگرفت و میگفت: فقط یک حقوق حق من است، آن هم حقوق بازنشستگی دانشگاه است.
ادامه مطلبوقتی خدمت امام رسیدم و خواستم دست ایشان را ببوسم، در همان لحظه فرمودند: این حسام الدین امامی کیست؟ گفتم: مفسر سیاسی و مترجم است.
ادامه مطلبدر ماه مبارک رمضان در حیاط را میزنند. وی میرود و به محض اینکه در را باز میکند، همان جا و جلوی روی خانوادهاش او را به شهادت میرسانند!
ادامه مطلب