سال ۱۳۵۷ وقتی انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، در ایران تنها ۳۱۰ هزار نفر به دانشگاه رفته بودند و در دانشگاهها هم ۱۷۰ هزار دانشجو وجود داشت. بعد از انقلاب اما تعداد فارغالتحصیلان دانشگاهی در مقاطع مختلف، با نزدیک به ۱۸ برابر افزایش به ۵ میلیون و ۴۷۴ هزار نفر رسید و تعداد دانشجویان نیز با ۲۳ و نیم برابر افزایش، به حدود ۴ میلیون نفر رسیده است. طبیعتا زیرساختِ چنین توسعهای افزایش دانشگاهها و رشتههای تحصیلی در کشور بوده است.
پیش از انقلاب، در سراسر کشور فقط ۲۲۳ دانشگاه و واحد آموزش عالی وجود داشت اما حالا بیش از ۲ هزار و ۵۴۰ دانشگاه و واحد آموزش عالی در کشور به وجود آمده است. ۱۹۶ رشتۀ علمی دوران کارشناسی حالا ۹۱۴ رشته شده است و ۱۸۲ رشتۀ کارشناسی ارشد نیز به ۱۰۳۳ رشته افزایش پیدا کرده است. در رشتههای دکتری تخصصی نیز ۲۸ رشته اینک به ۷۹۳ رشته افزایش پیدا کرده است. اعضای هیئت علمی دانشگاهها هم پیش از انقلاب تنها ۹ هزار و ۲۸۲ نفر بودند اما بعد از انقلاب، این رقم به ۶۳ هزار و ۸۱۸ نفر رسیده است.
این رشد فقط کمی نبوده است بلکه انباشت این رشد کمّی به رشدِ کیفی نیز منجر شده است. ایران در سال ۱۳۸۲ از نظر میزان رشدِ تولید علم به مقام نوزدهم جهانی رسید. از نظر کیفیت دانشگاهها نیز جمهوری اسلامی ایران اینک در میان ۹۳۸ دانشگاه برتر جهان، ۲۳ دانشگاه را به خود اختصاص داده است که بر اساس نظام رتبهبندی لایدِن، یکی از نظامهای معتبر ارزیابی دانشگاهی در جهان، طبقهبندی شدهاست. بر اساس همین رتبهبندی، ایران در جهان اسلام از نظر تعداد دانشگاههای برتر از همۀ کشورهای اسلامی دیگر جلوتر است. در میان کشورهای اسلامی بعد از ایران، ترکیه با ۱۹ دانشگاه، مالزی با ۵ دانشگاه و عربستان با ۴ دانشگاه، در میان دانشگاههای برتر جهان قرار دارند. این دستاورد، نه تنها نسبت به دوران پهلوی که حتی در دوران جمهوری اسلامی نیز بسیار نوین است و حاصل چهار دهه رشد نظام آموزش عالی کشور است. حتی در سال ۱۳۹۱ هنوز هیچ دانشگاهی از کشور در رتبهبندی لایدن در میان دانشگاههای برتر جهان قرار نداشت. برای اولین بار، در سال ۱۳۹۲ پنج دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه شریف، دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه تهران و دانشگاه علومپزشکی تهران در این رتبههای جهانی قرار گرفتند. بخشی از این موفقیت به علت بالا رفتنِ کیفیت دانشآموزانی است که وارد دانشگاه میشوند. در دانشگاههای برتر ایران، بسیاری از کسانی که تحصیل میکنند در دوران پیش از ورود به دانشگاه دارای رتبههای علمی و المپیادی بودهاند. بعد از انقلاب، مسالۀ المپیادهای علمی به شدت مورد توجه قرار گرفت و جوانان ایرانی توانستند برای اولین بار سه مقام اول جهانی را در المپیاد شیمی سال ۱۳۷۴، المپیاد شیمی سال ۱۳۷۵ و المپیاد ریاضی سال ۱۳۷۷ را به دست آورند. همچنین دو مقام دوم جهانی در المپیاد فیزیک سال ۱۳۷۸ و المپیاد شیمی سال ۱۳۸۰ نصیب دانشآموزان ایرانی شد و در مقام سوم جهانی نیز دو المپیاد فیزیک در سالهای ۱۳۷۴ و ۱۳۷۷ از دستاوردهای نخبگان ایرانی بود. مجموع حضور ایران در المپیادهای جهانی از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۰ در رشتههای ریاضی، کامپیوتر، شیمی و زیستشناسی جمعا ۵۷ مدال طلا، ۹۲ مدال نقره و ۵۸ مدال برنز بود. این در حالی است که برخی از این المپیادها از سالهای قبل از انقلاب برگزار میشدهاند. مثلا قدمت برگزاری المپیاد جهانی ریاضی به سال ۱۳۳۸ میرسد و المپیاد جهانی فیزیک از سال ۱۳۴۶ و المپیاد جهانی شیمی نیز از سال ۱۳۴۷ برگزار میشود. اما جوانان ایرانی در آن سالها هرگز نتوانسته بودند در این المپیادها مقامی کسب کنند. کسب این افتخارات علمی که کیفیت دانشجویان حاضر در دانشگاهها را نیز افزایش داده، محصول پیشرفت زیرساختهای آموزش و پرورش در دوران پس از انقلاب است.
اما در نهایت باید گفت که یکی از دگرگونیهای اصلی دانشگاههای ایران پس از انقلاب، حضور چشمگیر دختران و زنان در آنهاست. پیش از انقلاب، از کل جمعیت دانشجویان کشور، تنها ۲۳ درصد را دختران و زنان تشکیل میدادند. پس از انقلاب اما حضور دانشجویان دختر افزایش چشمگیری پیدا کرد و سرانجام در سال ۱۳۸۵ برای نخستین بار جمعیت دختران دانشگاهها ناگهان از پسران پیشی گرفته و به ۶۳ درصد رسید. این یعنی افزایش سه برابری دختران دانشجو در ۲۷ سال.












