با بالا گرفتن نیاز سپاه در جبهه های جنگ به اسلحه و مهمات و عدم همکاری بنی صدر و نیروهای تحت امر او با آنها، سپاه به امام شکایت کرد که می خواهند بجنگند و اسلحه و مهمات ندارند و گفته بودند که منبعی هم برای تهیه سلاح در خارج تدارک دیده اند، ولی ارز ندارند.
امام هم به آنها گفته بودند که از بانک مرکزی بخواهند که ارز در اختیارشان بگذارد. در این باره آنها به بانک پیغام داده بودند، بانک گفته بود ما موافقیم، ولی یک نفر بین ما و امام واسطه باشد که او پیغام امام را رسما به ما بگوید. امام، آیت الله خامنه ای را معین کرده بودند و این در حالی بود که در آن وقت آقای خامنه ای در اهواز بودند. بانک هم گفته بود که ایشان باید حتما بیایند و چنین یادداشتی را به بانک بدهند.
البته خود این جای سؤال بود که چرا باید کسی جنین مسأله ای را بنویسد در حالی که این یک روال جاری در تخصیص بودجه است. به هر حال چون آقای خامنه ای در تهران نبودند اینها دوباره به امام مراجعه کردند. امام توسط آقای شیخ حسن صانعی، به من پیغام دادند که: تو به بانک بگو.
من هم به بانک گفتم که: برای خرید اسلحه به سپاه از محل بودجه خودشان اعتبار بدهید.
گفتند: بنویس.
متن کوتاهی به این شرح به بانک مرکزی نوشتم: به دستور امام از بودجه سپاه مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان اعتبار ارزی در اختیارشان بگذارید.
بعد از چندی خبر شدم که اینها در تاریخ ۳ دی ۱۳۵۹، همین برگ را با هدفی توطئه آمیز، به عنوان مدرکی برای خروج ارز، سندسازی کرده اند و به طور گسترده علیه من در سطح شهر پخش کرده اند. در این سند نوشته بودند: فرستنده آقای رفسنجانی، گیرنده آقای رفیق دوست – که او مسئول خرید تدارکات سپاه بود – بعد آن را فتوکپی کرده، منتشر کرده بودند.
جالب این که گروه کمونیستی پیکار که یکی از گروهک های معاند اسلام و جمهوری اسلامی بود، متکفل پخش این به اصطلاح سند افشاگری بود. من البته به بانک اعتراض کردم، بانک گفت: اشتباه شده، این سند برای امضا، از چند دست عبور می کند و معلوم نیست از کجا به بیرون انتقال یافته است.
بعد وقتی که این سند را دیدم، متوجه شدم که مسأله این نیست که حالا سند پخش شده، اشکال اصلی این است که یک نوع توطئه و جعل سند در کار است. برای اینکه پولی که مال سپاه بوده و به دستور امام برای خرید اسلحه خارج شده، و یک روال عادی و بخشی از اسناد دولتی محسوب می شده، توسط جعل کنندگان سند، به عنوان اسناد شخصی معرفی شده اند.
در صورتی که مشابه این سند هر روز برای وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی حواله می شود و یک روال خاصی دارد و من نمی توانستم بپذیرم که کسی که مسئول حواله صادر کردن است این موضوع را نفهمد و مطمئن بودم که حتما سوء نظری در کار بوده است که این گونه سند را نوشته و پخش کرده اند.
بعدا بانک مرکزی در این مورد اطلاعیه ای منتشر کرد که در آن، ضمن تائید حرف های ما، قول داده بودند که در مورد نحوه گرفتن فتوکپی از آن سند و چگونگی جعل و خروج آن از بانک مرکزی ایران، تحقیق و نتیجه را به مردم و من بگویند. هر چند که تا مدت ها هم به طور دقیق، معلوم نشد چه کسی این کار را انجام داده است.
بازدیدها: ۰











