محاسباتِ ریاضی شاخصهای انسانی کمی پیچیده است. اما عناصری مانند عمر طولانی، زندگی سالم از نظر بهداشتی، شاخص آموزش و تحصیلات، و استاندارد یک زندگی آبرومندانه، در داخل شاخصهای انسانی مد نظر است. مجموع این پارامترها طی محاسباتی کنار هم قرار میگیرد و عددی را به دست میدهند که عدد شاخص توسعۀ انسانی نامیده میشود. این شاخصها توسط دفتر توسعۀ سازمان ملل برای سنجش کیفیت زندگی ملتهای مختلف جهان به کار گرفته شد. امید به زندگی، بهداشت، نظام آموزشی و درآمد.
میانگین اینها یکی از جامعترین معیارها برای مقایسۀ توسعهیافتگی کشورها را به دست میدهد. میانگین پیشرفت ایران در سالهای پس از انقلاب نیز محاسبه شده است. بنا به گزارش توسعۀ انسانی سازمان ملل، در فاصلۀ سالهای ۱۳۵۸، یعنی درست سال اول تشکیل جمهوری اسلامی تا سال ۱۳۹۵، این میانگین روی هم رفته، رتبۀ اول میزان رشد شاخص توسعۀ انسانی را به خود اختصاص داده است. یعنی در طی ۴ دهۀ بعد از انقلاب، هیچ کشوری به اندازۀ ایران نتوانسته شاخص توسعۀ انسانی را افزایش دهد. میانگین رشد شاخص توسعۀ انسانی در جهان، بین ۶۹ تا ۷۳ صدم درصد بوده است. رشد ایران، از دو برابر متوسط جهانی هم بیشتر بوده و سالانه یک و شش صدم درصد توسعه را نشان میدهد.
اما این میزان رشد شاخص را نشان میدهد. کمبودها چطور؟ یعنی ایران تا چه حد موفق شده کمبودهای شاخص توسعه را جبران کند؟ بنا به گزارش فاینانشال تریبیون که در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ منتشر شد، از نظر جبران کسری این شاخصها نیز ایران بعد از کرۀ جنوبی در رتبۀ اول جهان قرار دارد. یکی از نکاتی که در این گزارش به آن اشاره شده، بیمۀ عمومی در ایران است. بنا به این گزارش، ۷۰۰ هزار نفر که به علت فقر از پس هزینههای درمانی بر نمیآمدند توسط پوشش بیمهای در کشور درمان شدند. باید به یاد داشت حتی در کشوری مانند آمریکا نیز بیمۀ همگانی هنوز وجود ندارد. باراک اوباما سعی کرد یک بیمۀ محدود برای ۴۰ میلیون نفر از جمعیت ۳۰۰ میلیون نفری آمریکا درست کند که با مخالفت شدید گروههای مختلف سیاسی و کارتلهای بزرگ اقتصادی روبرو شد. تا سال ۱۳۸۸ هر سال ۴۵ هزار بیمار آمریکایی به علت نداشتن بیمۀ درمانی از بین میرفتند.
شرکتهای داروسازی در آمریکا هزینههای درمان را برای نفع خود همواره بالاتر نگه میدارند. در ایران اما دولت خود وضعیت داروهای ضروری و بیمۀ همگانی را به عهده گرفته است. این باعث شده که امید به زندگی در کشور افزایش یابد. به گزارش فاینانشال تریبیون، سال ۱۳۵۸، یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امید به زندگی در میان مردم ایران، فقط ۵۴ سال بود. یعنی میانگین سنی که یک ایرانی عمر میکرد ۵۴ حساب میشد که با کشورهای بحرانزده و جنگزدۀ آفریقایی قابل قیاس است. اما در طی سالهای پس از انقلاب این رقم رشد کرده و در سال ۱۳۹۳ به بیش از ۷۵ سال رسیده است که به استاندارد کشورهایی مانند ژاپن و کره نزدیک میشود. با این وجود، این واقعیتها همواره از سوی رسانههای اصلی جهان کنار گذاشته میشود و به آن اشاره نمیشود چرا که ایران در اردوگاه غرب نیست و بنابراین هدف نه افزایش رضایت عمومی که ایجاد احساس نارضایتی است.












