هر موقع از تبریز به تهران میآمدم شب منزل آقای مرتضی نبوی میخوابیدم و صبح در جلسه شورای استانها شرکت میکردم. آقای نبوی عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در تهران و اهل قزوین بودند و از این طریق از پیش با هم آشنا بودیم. یک شب گفت رفقای ما مایلند یک روزنامه تأسیس کنند که با تعطیل شدن حزب در برگیرنده گفتمان جریان حزباللهی و فقاهت باشد. مایلی در روزنامه کار کنی؟ گفتم بله.
دفتر حزب در تبریز را بستم و اسباب و اثاثیهاش را تحویل دادم. پولی که باقیمانده بود را پس دادم و تسویه حساب کردم و به تهران آمدم و بنا به دعوت آقای نبوی، عضو تحریریه این روزنامه شدم.
البته از شش ماه قبل مشغول تدارک این بودند که اعضای تحریریه چه کسانی باشد و کجا آن را چاپ کنند. قبل از بیرون آمدن شمارههای اولیه، بعضی کادر حزب جمهوری اسلامی مثل آقای مسعود شهیدی که دبیر حزب در تهران بودند به روزنامه آمدند و مشغول کار شدند. بسیاری از اعضای کادر شورای مرکزی حزب آمدند و عضو هیأت تحریریه روزنامه شدند. رسالت دو سه پیششماره هم داشت. ولی در ۱۹ دی ۱۳۶۴ حیات رسمی خود را شروع کرد.
بیانیه تأسیس روزنامه را ۴ فقیه مطرح یعنی آقایان آیتالله راستی کاشانی، آیتالله آذری قمی، آیتالله خزعلی و آیتالله شرعی امضا کردند. در حزب جمهوری اسلامی هم همین طور بود و این حزب با امضای افرادی چون آقایان بهشتی، خامنهای و هاشمی اعلام موجودیت کرده بود. جنس فعالیت روزنامه رسالت هم از جنس فعالیت حزب جمهوری اسلامی بود و فقط علمای آن تغییر کرده بودند، یعنی ارتقا پیدا کرده بودند. آقای راستی کاشانی که رئیس شورای حوزه علمیه قم بود. آقای آذری قمی هم دبیر جامعه مدرسین بود، ما هم رفتیم و به این جریان پیوستیم.












