آقای سبزواری باهوش و آیندهنگر بود. با همان تیزبینیاش، حساب کرده بود که اگر امام به کشور بیایند، اولین کاری که میکنند زیارت شهداست.
ادامه مطلبامام گفتند: از این غیبهایی که شما میگویید ما خبر نداریم. گفتم: ما باید روی مسائل مختلف دنیا حساب کنیم و مطابق منافعمان حرکت کنیم.
ادامه مطلبحاج احمداقا با همان روحیه شوخ طبعی همیشگی شان گفتند که: امام چیز دیگری نگفتند اما اگر بخواهی خودم چیز دیگری رویش میگذارم.
ادامه مطلبمن، آقای مهندس غرضی، صباغیان، رفیقدوست و چند نفر دیگر یک نیروی انقلابی به عنوان سپاه تشکیل دادیم و بنده اولین فرمانده سپاه منصوب شدم.
ادامه مطلباو را ترور کردند. نتوانستم به تشییع جنازهاش بروم، ولی اهالی مهاباد یک مجلس ترحیم برای برادرم ترتیب دادند. قبلاً گفتم کُردها خیلی مهربان هستند.
ادامه مطلبپرسیدم: چه کسی تفرقه میاندازد؟ شیخ علی تهرانی گفت: همین بهشتی تفرقه میاندازد. نمیگذارد کار بکنیم، یک قانون اساسی خوبی تصویب بکنیم.
ادامه مطلببه محل انفجار مینهای عراقی که منجر به شهادت هفتاد پاسدار شده بود، رفتم این منطقه از اوایل جنگی تا کنون در اشغال عراقیها بود و صدام برای آنجا فرماندار تعیین کرده بود.
ادامه مطلبآقای قمی به مدت نیم ساعت با حالت عصبانیت و درشتی شروع کردند به تمام اصول انقلاب اهانت کردند و اینکه چه اوضاعی است که شما درست کردهاید؟ کارهایی که شما انجام دادهاید، آن رژیم نمیکرد.
ادامه مطلبپادشاه میگوید: پیشنهاد میکنم که این جلال الملک هواپیمای شخصی خود را سوار شود و به ایران برود و خواهش کند که دست رهبر ایران را ببوسد.
ادامه مطلبگفتند: دیدیم عرق میفروشند و برای ما نان میآورند به خانه راهشان نمیدادیم، خدا عمر امام را زیاد کند! امام حقیقتاً امام است. مجتهد نیست، امام است!
ادامه مطلبشیخ علی تهرانی یک اعلامیه داده بود و گفته بود اینها ما را دعوت کردند، ولی من به آنها گفتم من نه این مجلس را قبول دارم و نه این حکومت را.
ادامه مطلبهمسر دکتر فاطمی در آن روز از من کیف دکتر فاطمی حاوی وسایل شخصی مثل عینک و خودکار و ... را نیز به عنوان یادگار خواستند.
ادامه مطلبآقای هاشمی، نظر اجماعی شورای مرکزی حزب را که میتوانست نظر قطعی جامعه محترم مدرسین هم باشد. به عرض امام رساندند. امام تغییر نظر دادند.
ادامه مطلبتویوتاها را در جبههها توزیع کردیم، به همه درد خورد و شد وسیله سازمانی ما. روی آن مینی کاتیوشا، خمپاره ۶۰ و ... گذاشتند.
ادامه مطلببه دعوت آقای زورق عضو شورای شعر و موسیقی شدم. مهمترین اتفاقی که به نظرم در این دوره افتاد، باز شدن راه برای موسیقی پاپ در صدا و سیما بود.
ادامه مطلبکشیش آرتونیان گفت: وقتی شنیدم شما شخصا از دادگاه انقلاب رفتید و برای قبرستان ارامنه محافظ گذاشتهاید و قبرها مرمت شده است، خوشحال شدیم.
ادامه مطلباحمد آقا گفت: بیت امام هم تحت فشار است. البته خود امام هم بسیار در ادامه جنگ جدی هستند. فضای عمومی خیلی تند است.
ادامه مطلبآقای منتظری به رموز زندان آگاه و مشابه هر جریان و اتفاق را بارها دیده بود. این بار هم حدس زد این برق کار ضبط یا شنودی در سلول نصب کرد.
ادامه مطلبگفتند: این هتلها متعلق به سرمایهدارهاست و ما میخواهیم در محل هتل برای قشر مستضعف جامعه بیمارستان بزنیم. اینها برای انقلاب خیل زحمت کشیدند.
ادامه مطلبامام گفتند که: در اصفهان باید دو کار انجام بدی. یکی اینکه از ملیون و جبهه ملیها به تشکیلات راه ندهی و دوم در جهت وحدت روحانیت عمل کنی.
ادامه مطلبامام موسیقی را ذاتاً حرام نمی دانند، بلکه غنا را حرام می دانند. در مواردی که موسیقی مضر باشد، مانند غذای مضر، موسیقی مضر هم حرام است.
ادامه مطلبآن نوجوان را در قطعه شهدا دفن کردند. پس از بررسیهای انجام شده مشخص شد که این نوجوان با شلیک تیر منافقین شهید شده است.
ادامه مطلبدیدم به این سادگیها نیست، منصرف شدیم. اما پس از مدتی مقبره رضاشاه با حضور آقای خلخالی تخریب شد و به جای آن یک حوزه علمیه ساخته شد.
ادامه مطلبامام فرمودند: من در دستگاه هایی که قانون اساسی پیش بینی کرده تا نماینده ای برایشان بفرستم مشکل دارم تا چه رسد به اینها، لازم نیست.
ادامه مطلبگفته بودند: اینها فقط یک مهندس دارند و با یک مهندس میخواهند سد بسازند! بعد هم یک علامت تعجب گذاشته بودند: مگر با یک مهندس میشود سد ساخت؟!
ادامه مطلبمیگفت: من هنوز هم همان بچه یتیم کفاشی هستم که گوشه پیادهروهای شهر همدان، کفش مردم را برق میانداخت، من هنوز هم محمود واکسی هستم.
ادامه مطلبگفتم: وقتی امام نوار مصاحبه و گریه و ندبه انتهای آن را دیدند فرمودند: فریب نخورید، دروغ می گوید. منقلب شد و گفت: امام فرموده دروغ میگه؟
ادامه مطلببا آقای بهشتی صحبت میکردیم که از من پرسید که: تو چرا مثل بنیصدر که این همه سخنرانی و فعالیت میکند، سخنرانی و فعالیت نمیکنی؟
ادامه مطلباسلحه از زیر مانتو را بیرون میکشد و از پنجره اتاق دربانی، برادر چ را که توی حیاط سپاه ایستاده بود، هدف سه گلوله خودش قرار میدهد.
ادامه مطلبرجایی با لحن تندی خطاب آقای غفوری فرد گفت: من الان کلی راجع به قشر مستضعف و تهیدست جامعه حرف زدم، چطور پای این سفره بشینم؟!
ادامه مطلب