هنوز غروب ۲۲ بهمن نشده بود که رادیو و تلویزیون به دست مردم تصرف شد و کمی بعد صادق قطب زاده به عنوان اولین مسئول آنجا منصوب گردید.
ادامه مطلبشهید بروجردی آمد و برای حدود ۳۴ نفر در پادگان پس از خواندن دعای کمیل و نماز جماعت برای آنها سخنرانی کرد و از لزوم استقامت گفت.
ادامه مطلبیک زن و مرد خارجی وارد اتاق شیشه ای شدند و آرام آرام همراه با رقص و آهنگ برهنه شدند و اعمال زشت و منافی اخلاق را در منظر همه مردم انجام دادند.
ادامه مطلبرژیم از خواندن نماز صبح زندانیان ممانعـت می کرد. یک روز شهید تندگویان قبل از بیدار باش برای نماز بیدار شد. او را به زیر هشت بردند و شکنجه اش کردند.
ادامه مطلبهمین استاد را در دانشگاه اصفهان، در اولین فرصتی که قصد اسلامی کردن دانشگاه ها را داشتند، وادار به استعفا یا درخواست بازنشستگی کردند.
ادامه مطلباز جمله بحث های آقایان در ملاقات با امام تشکیل حزب بود. آقای بهشتی پیشنهاد حزب را دادند و قبل از انقلاب، اساسنامه حزب نوشته شد.
ادامه مطلبامام فرمودند: من به اسم حاضر نیستم از هیچ کـس نـام ببـرم و به صورت کلی شکنجه ها و بیدادگری های رژیم شاه را محکوم می کنم.
ادامه مطلبعکس هایی به خانواده ها می دادیم تا در تشییع جنازه شهید استفاده کنند. تصاویر بعضی از پیکرهای شهدا را نمی شد به خانواده ها داد.
ادامه مطلبابتدا جز آنکه به همراه مردم بگریم چه کاری می توانستم بكنم. ولی توجه داشتم که من برای گریه به آنجا نرفته بودم. خوب شد که مثل آنها شیون به راه نینداختم.
ادامه مطلبمرحوم حاج احمد آقا گفت: حق با کلاهدوز است. من هم با محسن موافقم، تو تلاش کن یک رای دیگر پیدا کنی و امروز تمامش کنید.
ادامه مطلبآقای اشرفی به طرف امام رفت، حرف هایی با امام زد، بعد دست ایشان را بوسید. امام نیز با یک حالت غیرعادی از جایش بلند شد و بر پیشانی او بوسه زد.
ادامه مطلبپنج شش قدمی که از آنها دور شدم، صدای مهیبی مرا چند متر پرت کرد. خمپاره ای زمین خورده بود. آن دو جوان سبزواری با چهره ای خونین روی زمین افتاده بودند.
ادامه مطلبآیت الله طالقانی از زندان آزاد شد. وقتی خبر آزادی او را از زندان شنیدم از شوق گریه کردم و خیلی افسوس خوردم کـه چرا در تهران نیستم تا او را از نزدیک ببینم.
ادامه مطلبامام فرمود: این کارهایی که در اصفهان می شود کمونیستی است، مصادره ها بر چه اساسی و یا کدام دلیل شرعی است؟ من از اوضاع اصفهان رضایت ندارم.
ادامه مطلبگفت: کامیون ها از کویر و بیراهه هایی که می شناسند می روند و بار را در زاهدان تخلیه می کنند. قاچاق کالا به این شکل علنی برای من تازگی داشت.
ادامه مطلبیک نفر از خودشان به عنوان مجری شروع کرد از اعضای حزب توده سؤال کردن درباره مواردی که خیانت های حزب توده را به کشور اثبات می کرد.
ادامه مطلباجازه حرف زدن به آن دو نفر را نداد. رو به من کرد و گفت: خیلی یکه تاز شدید. تکه تکه ات می کنیم. زود باش بگو سپاه، چقدر نیرو دارد؟
ادامه مطلببا بلندگو بالای بام رفته گفتم: ما قهدریجان را محاصره کرده ایم، دست از تیراندازی بردارید و اسلحه خود را تحویل داده، به خانه خود برگردید.
ادامه مطلبامام وسط ایستاده بودند و گرزی در دستشان بود و اطرافشان رئیس جمهور آمریکا، نخست وزیر شوروی، نخست وزیر انگلستان و رئیس جمهور فرانسه بودند.
ادامه مطلبگفتم: به نظر من اگر در مجلس، قانونی تصویب شود، مبنی بر اینکه انقلاب فوق مذهب است و کاری با اختلافات مذهبی ندارد، مشکل حل می شود.
ادامه مطلباز آقای قاضی بدگویی می کردند؛ یعنی اول ایشان را فردی نعوذ بالله فاسق و جایز الغيبه قلمداد می نمودند. آنگاه هرچه دلشان می خواست می گفتند.
ادامه مطلبشهید بهشتی فرمود: این شعارها مهم نیست؛ اینها هم بچه های ما هستند. تحمل داشته باشید و بگذارید حرفشان را بزنند، شعار بدهند و نظرشان را بگویند.
ادامه مطلبپیر زن داخل آلونک رفت و یک تکه پارچه مشکی که روی آن با هسته انگور نوشته بود: الله واحد، خمینی قائد با خود آورد. گفت: من چیزی ندارم که به امام و رزمندگان جبهه هدیه کنم.
ادامه مطلبگفت: ما با یک شرط جواب شما را چاپ می کنیم. شما باید در همین مجلس از آقای بازرگان عذرخواهی کنی. گفتم: احترام شما برای آزادی قلم همین حد است.
ادامه مطلبامام گفت: من نیازی به این کار نمی بینم، ولی اگر شما می خواهید اقداماتی کنید، مانعی ندارد. شما بدانید من به مرگ طبیعی خواهم مُرد. متحیر شدیم.
ادامه مطلبدر حین شلاق زدن، یکی بالای سرم می آمد و می خواست از فلان کس یا از نهضت اسلامی بیزاری بجویم. من مخالفت می کردم و آنها به زدن ادامه می دادند.
ادامه مطلبقذافی به مسئول دفترش گفت: به فرمانده گروه موشکی بگویید یک گروه از بچه ها را معرفی کنند که ده تا موشک و یک سایت پرتاب کننده آماده کنند.
ادامه مطلببه امام عرض کردند: آقا! ما کی هستیم. اینها شما را قبول ندارند. حضرت امام خیلی عادی فرمود: خوب، قبول نداشته باشند. مگر من جزء اصول دین هستم؟!
ادامه مطلبوزیر خارجه اتریش گفت: چرا قطب زاده اعدام شد؟ او از دوستان صمیمی من بود و من متأسفم که چنین حکومتی دارید. او خیلی غیر دیپلماتیک سخن گفت.
ادامه مطلبآقای محمد هاشمی رئیس وقت صدا و سیما زنگ زدند که از امام سؤال کنید آیا ملاقات مهندس بازرگان و دکتر یزدی با برژینسکی با مشورت ایشان انجام شده یا نه؟
ادامه مطلب