فاجعه فیضیه
فاجعه مدرسه فيضيه روز بعد نيز تكرار شد و هدف آنان به خيال خودشان، مرعوب كردن مراجع و علما بود. ولی با اعلاميه مرحوم امام، آبروی شاه و دولتيان رفت.
ادامه مطلبفاجعه مدرسه فيضيه روز بعد نيز تكرار شد و هدف آنان به خيال خودشان، مرعوب كردن مراجع و علما بود. ولی با اعلاميه مرحوم امام، آبروی شاه و دولتيان رفت.
ادامه مطلبامام فرمود: برو روزنامه اطلاعات و هر کاری که میتوانی بکن. به تو کسی نمیتواند تهمتی بزند. چیزی به تو نمیچسبد، برو و با قدرت کارت را بکن.
ادامه مطلبدر ترمیم ستاد انقلاب فرهنگی، بنده خدمت امام عرض کردم که: عده ما کم است و باید اعضای ستاد انقلاب فرهنگی افزایش پیدا کند.
ادامه مطلبآن روز که آل احمد به محضر امام میرسد، کتاب «غربزدگی» نیز در محضر ایشان بوده است. آل احمد میپرسد: این پرت و پلاها را میخوانید؟
ادامه مطلبگوینده اخبار خانم بی حجابی بود دو سه نفری از آنان با ناراحتی خطاب به آقای طالقانی گفتند: جمهوری اسلامی شده و اینها هنوز این جورند.
ادامه مطلبعده ای از مراجع حتی مارش قبل از اخبار را می بستند و می گفتند حرام است. بنابراين توقع از صدا و سيما بسيار بالا بود و امكانات هم بسيار كم.
ادامه مطلبپرسیدم: آقا چی را میفرمایید؟ فرمودند: نماز جمعه را میگویم، پخش مستقیم میکنید، و بعدش در همه خبرها میگویید، مردم چه گناهی کردهاند؟
ادامه مطلببرای سالگرد شهادت شهید مطهری شعری سرودم. گفتم آقای راغب یک آهنگی به من بده. او با دهانش یک چیزی زمزمه کرد و من گفتم فردا شعرش را می آورم.
ادامه مطلبامام با تعجب فرمود: مگر قرار است در هر شماره عکس بنده روی مجلهتان چاپ کنید؟ نخیر. به هیچ وجه حتی در داخل مجله عکس مرا چاپ نکنید.
ادامه مطلبامام فرمود: شما حتماً همه کارهای مربوط به استانداری را به وجه احسن انجام دادید، آن وقت نوبت به این رسیده که به کارهای من رسیدگی بکنید؟
ادامه مطلبگفت: شما به آقای خمینی اشکال می کنید من ناراحت می شوم، در حالی که متوجه نبود که طرح و نقد آراء یک عالم در حقيقت اعتناء به آراء اوست.
ادامه مطلبآقای خمینی پرسید: من چه به آنها بگویم!؟ آن روحانی گفت: بگو ریششان را نتراشند. آقای خمینی ضمن یک نگاه تند به آن روحانی، سکوت معناداری کردند و چیزی نگفتند.
ادامه مطلبحضرت امام پیش از انقلاب از من شناختی داشتند، زیرا از طرف انجمن مهندسان به قم برای دیدار ایشان رفته بودیم و فعالیت هایی را که تا آن زمان انجام داده بودم.
ادامه مطلبوقتی خدمت امام رسیدم و خواستم دست ایشان را ببوسم، در همان لحظه فرمودند: این حسام الدین امامی کیست؟ گفتم: مفسر سیاسی و مترجم است.
ادامه مطلبوقتی در تهران مطلب را به امام گفتم، آن مرد با عظمت و با ابهّت و آن کوه صبر و حلم، چنان در هم و منقلب شد که تعجّب کردم!
ادامه مطلبامام فرمودند: اصولا بین دو مسلمان مرزی وجود ندارد؛ اما این نیست که ما برای کشور خودمان مرزی قائل نشویم. ما مرز ایران را مقدس میدانیم.
ادامه مطلبامام فرمودند: کدامتان چهره او را میدید؟ مقصود معظم له این بود که کدام یک مراقب تغییرات و عکسالعمل گورباچف بودیم.
ادامه مطلبامام نگاهی کردند، گفتند: این حرف ها چیست! شما بگوئید بروند بجنگند، خدا می رساند، درست می کند، هیچ طور نمی شود.
ادامه مطلبآقای توسلی تماس گرفتند که امام فرمودند: ما مرد جنگیم و نگذارید اینگونه اشعار خوانده شود.
ادامه مطلبمتن حکم را آقای هاشمی رفسنجانی خواندند. آقای مهندس بازرگان در پاسخ به سخنان آقای خمینی و حکم نخست وزیری مطالبی را بیان کردند.
ادامه مطلبامام گفتند: بگویید من خودم باطل السِحر هستم. به آنها گفتم: امام این چیزها را قبول ندارد و گفته خودم باطل السِحرم، دنبال کارتان بروید.
ادامه مطلبآیت الله محمدی گیلانی گفتند: حاج احمد آقای خمینی بود و از طرف امام پیام دادند که: این روزها که قضات عصبانی هستند قضاوت نکنند.
ادامه مطلبخداوندا، اگر هیچ کس نداند تو خود می دانی که ما برای برپایی پرچم دین تو قیام کرده ایم و در پیمودن این راه لحظه ای درنگ نمی کنیم.
ادامه مطلبسؤال مهم و قابل تأملی که در حوزۀ تفکرات فلسفی حضرت امام مطرح می شود، این است که آیا ایشان دستگاهی فلسفی، در چارچوب حکمت متعالیه دارد، یا خیر؟
ادامه مطلب