یک بار حادثهای اتفاق افتاد که امام بعد از آن گفتند من بعد هر اتفاقی افتاد شما بیا و از خود من سوال کن. آن حادثه هم به این شکل بود که سران سه قوه به اتفاق احمدآقا و یک نفر دیگر به بخش خبر گفته بودند، مرگ بر شوروی را حذف کنید ولی مرگ بر آمریکا باشد. بخش خبر هم همین کار را کرد. امام زنگ زدند و من خدمت ایشان رفتم. امام از من پرسیدند: چه کسی این را به شما گفته است؟
من خبر نداشتم. گفتم: سوال میکنم و خدمت شما عرض میکنم.
امام گفتند: بعد از این هر مطلبی به شما که از قول من گفته شد را از خودم بپرسید.
من هم همین کار را کردم. از آن پس اگر مسالهای به امام مربوط میشد خدمت ایشان میرسیدم یا تماس میگرفتم یا حتی به حاج عیسی آبدارچی ایشان میگفتم برو و به حضرت امام بگو میخواهم خدمت ایشان برسم. وقتی اجازه میدادند میرفتم و از ایشان سوال میکردم.
قضیه دیگری هم اتفاق افتاد. آن زمان در ایام ماه رمضان، ۳۰ برنامه از آقای محسن قرائتی پخش میکردیم. یک سال تصمیم گرفتیم مانند ایام غیر ماه رمضان که فقط شبهای جمعه از ایشان برنامه پخش میکردیم در ماه رمضان فقط پنج برنامه از آقای قرائتی روی آنتن ببریم. ۲۵ برنامه باقیمانده را نیز به پنج سخنرانان دیگر اختصاص دهیم. این کار را که کردیم آقای قرائتی اعتراض کرد و آقای رسولی که در دفتر امام بود، این اعتراض را به امام منتقل کرد.
شب ۱۳،۱۲ بود فکر کنم که آقای قرائتی به جامعه الصادق که آقای محمدرضا مهدوی کنی در آنجا برنامه داشت، رفته و گفته بود از امشب هر شب برنامههای من از تلویزیون پخش میشود، چون امام دستور دادهاند.
آقای رسولی نیز با من تماس گرفت و گفت: شما برنامه آقای قرائتی را حذف کردهاید؟
گفتم: نه.
گفت: امام گفتهاند برنامه قرائتی باشد.
گفتم: چشم.
بعد خدمت امام رفتم و گفتم: ما پنج برنامه به آقای قرائتی دادهایم و ۲۵ برنامه به دیگران.
امام گفتند: خوب است.
از سویی آقای قرائتی منتظر بود که همان شب برنامهاش پخش شود. ولی ما طبق برنامه، سخنرانی شخص دیگری را پخش کردیم. آقای رسولی دوباره زنگ زد و به من گفت: چرا طبق فرمایش امام، برنامه آقای قرائتی پخش نکردید؟
من به آقای رسولی نگفتم که خودم خدمت امام رسیدهام. گفتم: آقای رسولی! تصور میکنم امام گفتهاند آقای قرائتی حذف نشود، نگفتهاند همهاش او باشد.
گفت: نه شما دارید برخورد سیاسی میکنید، من فردا ساعت ۸ با امام ملاقات دارم و میگویم که شما سیاسی برخورد میکنید.
گفتم: برو بگو!
ایشان صبح نزد امام رفته بود و با ایشان صحبت کرده بود. امام هم فرموده بودند: من گفته بودم آقای قرائتی حذف نشود.
ساعت حدود ۱۰-۱۱ صبح بود که آقای رسولی به من زنگ زد و گفت: مثل اینکه شما یک ارتباط دیگری هم با امام دارید.
گفتم: بله.
گفت: من از شما عذرخواهی میکنم، ظاهرا حرف شما درست بوده است.
https://rahavardha.ir/1e9c https://www.mohammadhashemi.ir
بازدیدها: ۲











